اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧١ - كلام امام خمينى رحمه الله
سؤال كند، شبيه آنچه كه در روايت عبد الأعلى در رابطه با مسح بر مِراره مطرح شده است. راوى به امام صادق عليه السلام عرض مىكند: من در راه لغزيدم و ناخنم كنده شد پس روى آن دوا و امثال آن گذاشتم، وظيفه من براى وضو چيست؟ امام عليه السلام در پاسخ مىفرمايد: يُعْرَفُ هذا و أشباهه من كتاب اللَّه عزّ و جلّ (ما جَعَل علَيكم في الدّينِ مِن حَرجٍ)، [١] امسح عليه». [٢] يعنى اگر اين آيه را مورد توجّه و التفات قرار مىدادى مىتوانستى حكم مورد سؤال را از آن استفاده كنى. آيه (ما جَعَل عَليكم في الدّين مِن حَرجٍ) اقتضاء مىكند كه در اينجا مسح بر بشره لازم نباشد، بلكه بر همان مِراره مسح كن، زيرا در اينجا مسح بر بشره، عنوانى حرجى است و آيه مىفرمايد: (ما جَعَل عَليكم في الدّين مِن حَرجٍ). در ما نحن فيه هم شبيه همان معنا پياده مىشود. در صحيحه ثانيه زراره، اولين سؤالى كه زراره از امام عليه السلام مىپرسد اين است كه مىگويد: «أصاب ثوبي دم رعاف أو غيره أو شيء من مني فعلمت أثره إلى أن أُصيب له الماء، فأصبت و حضرت الصلاة و نسيت أنّ بثوبي شيئاً و صلّيت ثمّ إنّي ذكرت بعد ذلك»، امام عليه السلام در جواب مىفرمايد: «تعيد الصلاة تغسله» [٣] گويا امام عليه السلام مىخواهد به زراره بفرمايد: «دو مطلب نزد تو مسلّم است: ١- نجاست دم و نجاست منى ٢- شرطيت طهارت ثوب براى نماز- اگر اين دو معنا مسلّم نبود، وجهى براى سؤال زراره نبود- و اگر در اين دو مطلب، دقّت مىكردى درمىيافتى كه نمازت باطل است. در اينجا مسأله جهل مطرح نيست بلكه نسيان مطرح است و نسيان، حكم را تغيير نمىدهد. پس با توجه به اين دو مطلب، گويا حكم مسئله روشن است». ولى در مواردى كه سؤالكننده بهطور كلّى جاهل به مسئله است، از هيئت افْعَلْ
[١]- الحج: ٧٨
[٢]- وسائل الشيعة، ج ١، ص ٣٢٧ (باب ٣٩ من أبواب الوضوء، ح ٥).
[٣]- وسائل الشيعة، ج ٢، ص ١٠٦٣ (باب ٤٢ من أبواب النجاسات، ح ٢).