اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٤ - بحث در ارتباط با اوامر قسم دوم
بيانيه- همان چيزى است كه در «زيد رجل شجاع» وجود دارد؟ خير، اينگونه نيست.
بنابراين بايد گفت: اسد، در رجل شجاع، استعمال نشده، بلكه در معناى خودش استعمال شده است، ولى روى معناى خودش، تمركز پيدا نكردهايم بلكه از آن عبور كردهايم و به تعبير سكاكى: «آمدهايم افرادى ادعايى براى معناى حقيقى درست كردهايم و ادعا كردهايم اين فرد هم از افراد همان معناى حقيقى است. و به عبارت ديگر:
تصرّف، در يك امر عقلى و ذهنى است». در مباحث مربوط به حقيقت و مجاز، شعرى را نيز مطرح كرديم كه امام خمينى رحمه الله نيز به آن استشهاد كرده بود. و آن شعر اين بود:
|
قامت تُظَلِّلُني و من عجب |
شمس تُظَلِّلُني عن الشمس |
شاعر در مورد محبوبه خودش مىگويد: او بين من و شمس، ايجاد حايل و سايه كرده و من تعجب مىكنم كه چطور مىشود خورشيدى سايبان خورشيد ديگر قرار گيرد.
عنوان سايبان بودن، در شأن خورشيد نيست. معنا ندارد كه خورشيد، سايبان باشد. بنا بر حرف مشهور، شمس اوّل، در معناى مجازى- يعنى محبوبه شاعر- استعمال شده است. پس معناى شعر، اين مىشود: «عجيب است كه چگونه محبوبه من سايبان خورشيد قرار گرفته است». اين چه تعجبى دارد؟ محبوبه شاعر، يك انسان است و مىتواند سايبان خورشيد قرار گيرد. آنچه تعجب دارد اين است كه خورشيدى سايبان خورشيد ديگر شود. پس معلوم مىشود كه مسئله، مربوط به لفظ نيست. هرچه هست در ارتباط با معانى است و شواهد زيادى در اين زمينه وجود دارد و انصافاً اين از تحقيقات ارزنده باب ادبيات است كه مبتكر آن مرحوم شيخ محمد رضا نجفى اصفهانى صاحب كتاب «وقاية الأذهان» است و امام خمينى رحمه الله نيز اين مسئله را از ايشان پذيرفته است. [١]
[١]- مرحوم شيخ محمد رضا نجفى اصفهانى، در زمان مرحوم حاج شيخ عبد الكريم حائرى، مدّتى در قم اقامت داشته و امام خمينى رحمه الله در درس ايشان شركت مىكرده است.