اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٥ - تحقيق بحث
به عبارت ديگر: راهى كه ما طى كرديم، نتيجهاش اين شد كه نه انشاء الإرادة امكان دارد و نه إنشاء الطلب- به آن معنايى كه عرف و لغت براى طلب ذكر كردند- و ازطرفى هيئت افْعَلْ، معانى متعدّد ندارد و مستعمل فيه آن در تمام موارد يكسان است اگرچه دواعى، مختلفند. حال كه طلب، قابليت انشاء نداشت آيا با هيئت افْعَلْ- كه بدون اشكال، جمله انشائيه است- چه چيزى انشاء مىشود؟ مرحوم آخوند فرمود: «طلب، قابل انشاء است» و با همين مطلب، خودش را راحت كرد ولى ما كه با طلب و اراده، اينگونه برخورد كرديم و هيچكدامشان را قابل انشاء ندانستيم، آيا در باب هيئت افْعَلْ چه مىتوانيم بگوييم؟ آيا در باب هيئت افْعَلْ، انشاء به چه چيزى تعلّق مىگيرد؟
تحقيق بحث
ما ابتدا بايد واقعيت انشاء [١] در ارتباط با هيئت افْعَلْ را مورد بررسى قرار دهيم، زيرا اين چيزى است كه مورد ابتلاى خود ماست و ما هر روز دهها بار- نسبت به فرزندانمان- با آن سروكار داريم و از نظر واقعيت انشاء، فرقى بين اوامر ما نسبت به فرزندانمان و اوامر مولا به عبد و اوامر خداوند نسبت به بندگان، وجود ندارد. ما گفتيم: وقتى موارد استعمال هيئت افْعَلْ را ملاحظه مىكنيم، درمىيابيم كه هيئت افْعَلْ در دو مورد استعمال مىشود: ١- آنجايى كه آمر و گوينده هيئت افْعَلْ مىخواهد بهوسيله مأمور، مأمور به در خارج تحقق پيدا كند. اكثر موارد استعمال هيئت افْعَلْ، همين مورد است. ٢- جايى كه هدف از استعمال هيئت افْعَلْ، عبارت از تعجيز، تسخير، انذار، تهديد، تمنّى و ترجّى باشد.
[١]- در بحث مربوط به انشاء گفتيم: انشاء عبارت از اين است كه امرى اعتبارى، به وسيله لفظ يا چيزى كه جانشين لفظ است، تحقق پيدا كند. بيع، به سبب بعتُ يا به سبب معاطات كه جانشين لفظ است تحقق پيدا مىكند.