اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٩ - ٢- معناى «الذاتي لا يعلّل» چيست؟
ماهيت و نيز هر جزئى از اجزاء ماهيت، ذاتىِ شىء مىباشند. بنابراين ذاتى در باب كليات خمس، از دايره ماهيت و اجزاء ماهيت تجاوز نمىكند. ب: ذاتى در باب برهان. ذاتى در باب برهان، داراى معناى وسيعترى است و علاوه بر ماهيت و اجزاء ماهيت، شامل لوازم ماهيت نيز مىشود، مانند زوجيت، نسبت به اربعه. وقتى گفته مىشود: «زوجيّت، لازمه ماهيت اربعه است»، مفهومش اين است كه وقتى اربعه را تصور كرديد، زوجيّت هم به عنوان يكى از لوازم لاينفكّ، ملازم با اربعه است، امّا زوجيّت، به عنوان ماهيّت اربعه نيست بلكه لازمه ماهيت آن مىباشد.
٢- معناى «الذاتي لا يعلّل» چيست؟
براى پاسخ به سؤال مذكور، ابتدا به ذكر مقدّمهاى مىپردازيم: هر محمولى را كه براى يك موضوع، ثابت مىكنند، از سه صورت خارج نيست: ١- گاهى جانب ثبوت محمول براى موضوع ضرورت دارد. ٢- گاهى جانب عدم محمول براى موضوع ضرورى است. ٣- گاهى نه جانب ثبوت، ضرورت دارد و نه جانب عدم، يعنى موضوع، هم با وجود محمول سازگار است و هم با عدم آن. حال ببينيم آيا كدام يك از سه صورت مذكور، نيازمند به علّت است؟ اگر ثبوت محمول براى موضوع ضرورى باشد، به نحوى كه امكان انفكاك بين آنها نباشد، در اين صورت، نيازى به علّت، وجود ندارد و معنا ندارد كه كسى سؤال كند:
«چرا آن محمول براى آن موضوع ثابت است؟»، زيرا محمول، ضرورى الثبوت است.
شما وقتى مىگوييد: «الإنسان إنسان» يا «الإنسان حيوان»، اگر از شما سؤال شود:
«مادّه و جهت قضيّه مذكور چيست؟» خواهيد گفت: «اين قضيّه، ضروريّه است» يعنى ثبوت حيوانيت- در مورد قضيه الإنسان حيوان- براى انسان ضرورى است، لذا وجهى ندارد كسى سؤال كند: «لِمَ جعل الإنسان حيواناً»، حيوانيت، قابل انفكاك از انسانيت نيست تا كسى از علت آن سؤال كند. همچنين در قضيّه «الإنسان ناطق». بنابراين،