اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦ - مقام اوّل معناى لغوى لفظ امر
آينده روشن خواهد شد. يك نكته در اينجا جاى ترديد نيست و آن اين كه «امر» فىالجمله بهمعناى طلب، استعمال مىشود. همانطور كه ترديدى نداريم كه امر به معناى طلب- مثل خود طلب- داراى معناى حدثى و جنبه اشتقاقى است، لذا داراى فعل ماضى و مضارع و اسم فاعل و اسم مفعول و ساير صيغههاى اشتقاقى است، گفته مىشود: أمَرَ، يأمُرُ، آمِر، مأمور و .... همانطور كه اين اشتقاقات در ارتباط با ماده طلب نيز مطرح است، مثلًا مىگوييم: طَلَبَ، يَطْلُبُ، طالب، مطلوب و .... نكته ديگرى كه در اين مورد، مسلّم است اين است كه امر به معناى طلب، بر «أوامر» جمع بسته مىشود نه بر «امور». حال آيا «أوامر» موافق با قاعده جمع است يا نه؟ اثرى برآن مترتب نيست. ولى معانى ديگرى كه براى امر ذكر شده است، داراى معناى حدثى و اشتقاقى نيستند. ٢- شىء: كلمه «شىء» داراى مفهوم عامى است و همانطورى كه در بحث بساطت مشتق ملاحظه شد، كلمه «شىء» بهصورت يك عرض عام براى همه اشياء مطرح است. گاهى «امر» بهمعناى «شىء» استعمال مىشود، مثل اينكه شما شىء عجيبى را ديده باشيد، براى تعبير از آن گاهى مىگوييد: «رأيت شيئاً عجيباً» و گاهى مىگوييد: «رأيت أمراً عجيباً». ٣- شأن: كلمه «شأن» عبارت از يك حالت و كيفيت است و كلمه «أمر» گاهى به معناى شأن است، مثل اينكه از شما سؤال شود: چرا ديروز در درس شركت نكردى؟ و شما جواب دهيد: «شغلنى أمر كذا» يعنى فلان حالت يا كيفيت- مثل ميهمانى، كسالت، تنبلى، گرفتارى و ...- مرا به خود مشغول كرد. ٤- فعل: يكى از معانى كلمه «أمر» عبارت از «فعل» است. البته مراد از «فعل» در اينجا معناى مصدرى آن- كه جنبه اشتقاقى دارد- نيست، بلكه مراد از فعل، عمل خارجى با قطعنظر از انتساب آن به فاعل مىباشد. مثلًا در آيه شريفه (و ما أمرُ