اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٢ - آيا بين مسأله «كلام نفسى» و مسأله «اتحاد طلب و اراده» ارتباطى تحقق دارد؟
امام خمينى رحمه الله مىفرمايد: هيچيك از اين حرفها درست نيست بلكه مسأله كلام خداوند، چيزى است كه فقط كسانى كه به مراتب عالى از علم و عمل رسيدهاند مىتوانند به آن پى ببرند و اين كه ما قرآن را كلام خداوند و وحى الهى مىدانيم بههمينصورت است. سپس در آخر كلام خود مىفرمايد: ما ممكن است در ارتباط با وحى الهى، ملتزم به نوعى كلام نفسى بشويم ولى نه به آن صورتى كه اشاعره عقيده داشتند، و اين معنايى كه ما مىگوييم، نه تنها براى اشاعره قابل درك نيست بلكه براى معتزله هم قابل درك نيست. [١] ملاحظه مىشود راهى كه امام خمينى رحمه الله پيموده است، راه متكلمين را نيز نفى مىكند ولى براى پى بردن به حقيقتى كه ايشان مطرح مىكند، بايد مراتبى از علم و عمل به همراه رياضت وجود داشته باشد. اما براساس آن مراتب ظاهرى كه از ظواهر آيات و روايات استفاده مىشود، بحث به همان كيفيتى بود كه ذكر گرديد و راهى كه ما طى كرديم، براى بطلان كلام اشاعره در ارتباط با كلام نفسى، راه مفيد و قانعكنندهاى بود. اما اينكه مسائلى بالاتر از اينها وجود دارد، نه فعلًا در اختيار ماست و نه قابل طرح در اين بحث است.
آيا بين مسأله «كلام نفسى» و مسأله «اتحاد طلب و اراده» ارتباطى تحقق دارد؟
يعنى آيا اگر كسى قائل به «كلام نفسى» شد، بايد «طلب و اراده» را متغاير ببيند و اگر قائل به «اتحاد طلب و اراده» شد، بايد «كلام نفسى» را نفى كند؟ در اينجا سه نظريه وجود دارد:
[١]- رساله طلب و اراده، بحث «تكلّم».