اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٤ - كلام اشاعره در ارتباط با جملات انشائيه طلبيه
يا نه؟ لذا بهعنوان امتحان او، امرى را صادر مىكند ولى هدف اصلى او از صادر كردن اين امر، تحقق مأمور به در خارج نيست بلكه مىخواهد با روحيه عبد آشنا شود تا بداند آيا اين عبد در مقام اطاعت مولا هست يا نه؟ آيا كسى مىتواند بگويد: اوامر امتحانى، امر حقيقى نيست و اطلاق امر بر آنها مجاز است؟ خير، كسى نمىتواند چنين حرفى بزند، درحالىكه ما مشاهده مىكنيم آن ارادهاى كه شما (معتزله) بهعنوان صفت نفسانى مطرح مىكنيد در اينجا وجود ندارد. مورد ديگر، اوامر اعتذاريه است كه گاهى مولايى از عبدش ناراحتى دارد و مىخواهد نسبت به او عملى را انجام دهد ولى بهانهاى در دست ندارد، مطلبى كه از نظر عقلاء بتواند برآن تكيه كند ندارد، لذا براى پيدا كردن بهانه، امرى نسبت به او صادر مىكند و مىداند اين شخص، اهل اطاعت اين امر نيست و مخالفت خواهد كرد. حال وقتى مخالفت مىكند، بهانهاى به دست مولا مىآيد تا بتواند او را تنبيه كند. اشاعره مىگويند: بدون ترديد، اوامر اعتذاريه، حقيقتاً امر مىباشند و اطلاق امر بر آنها به نحو مجاز نيست، زيرا آنچه در ساير اوامر وجود دارد- مثل استحقاق عقوبت بر مخالفت و ...- در اينها هم وجود دارد. درحالىكه آن ارادهاى كه شما (معتزله) بهعنوان صفت نفسانى مطرح مىكرديد در اينجا وجود ندارد. پس خلاصه حرف اشاعره اين است كه ما در جملات انشائيه طلبيه، مواردى را مشاهده مىكنيم كه اراده مولا وجود ندارد، درحالىكه از جهت امر بودن، هيچ فرقى ميان اين اوامر با ساير اوامر وجود ندارد. از اينجا مىفهميم كه غير از اراده مولا- كه در بعضى از اوامر تحقق دارد- صفت نفسانى ديگرى مطرح است كه در تمام اوامر وجود دارد. آن صفت نفسانى بهعنوان «كلام نفسى» ناميده مىشود كه عنوان خاص آن عبارت از «طلب» است. بنابراين، طلب، غير از اراده است. طلب، در همه اقسام امر وجود دارد ولى اراده، در همه اقسام آن وجود ندارد. [١]
[١]- شرح المواقف، ج ٢، ص ٩٤