اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١١ - نظريه بعض محققين در مورد صفت تكلّم
انشائى و ترجّى انشائى و ...، غير از اوصاف تمنى حقيقى، ترجّى حقيقى، استفهام حقيقى، انشاء تمليك عين به مال، انشاء زوجيت و ...، واقعيت ديگرى نيز وجود دارد كه از آن به «كلام نفسى» تعبير مىكنيم و در اين موارد، ديگر عنوان خاص وجود ندارد. [١] در پايان تذكر اين نكته را لازم مىدانيم كه اشاعره، با وجود اينكه صفت تكلّم را از صفات ذاتى خداوند و قديم و قائم به ذات پروردگار مىدانند ولى درعينحال، صفات را زايد بر ذات مىدانند و مىگويند: قيام اين صفات به ذات، به نحو حلولى است.
نظريه بعض محققين در مورد صفت تكلّم
حضرت امام خمينى رحمه الله در رسالهاى كه پيرامون طلب و اراده تأليف كرده، پس از ذكر نظريه معتزله و اشاعره مىفرمايد: بعضى از اهل تحقيق گفتهاند: «اطلاق متكلّم بر خداوند، به هيچيك از اين دو صورتى كه معتزله و اشاعره مطرح كردند نيست، بلكه اطلاق متكلّم بر خداوند، به همان صورتى است كه در ما انسانها وجود دارد، با اين تفاوت كه ما انسانها به سبب آلت زبان و دهان تكلّم مىكنيم ولى خداوند، بدون آلت، تكلّم مىكند. تكلّم در مورد خداوند، بهمعناى ايجاد كلام در جسم ديگر نيست بلكه به معناى ايجاد كلام از جانب خداوند، بدون آلت است». [٢] بهنظر ما، همانطور كه معتزله، قصّه تكلّم شجره را بهعنوان مؤيّد نظريه خود مطرح كردند، اينجا هم ممكن است براى اين قول بعض اهل تحقيق مؤيّدى ذكر كرد و آن اين است كه خداوند از موسى سؤال كرد: (وَ ما تِلك بِيَمينِك يَا مُوسى)، موسى عليه السلام هم جواب داد: (هي عَصاي أتَوَكّؤُ عليها و أهُشُّ بِها عَلى غَنَمي وَ لي فيها مَآرِبُ أُخرى) [٣]، در اينجا تكلّمى كه خداوند با موسى عليه السلام داشت، بدون واسطه بوده
[١]- رجوع شود به: كشف المراد، ص ٢٨٩ و ٢٩٠، رساله طلب و اراده امام خمينى رحمه الله بحث «تكلّم».
[٢]- رساله طلب و اراده، بحث «تكلّم».
[٣]- طه: ١٧ و ١٨