اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٦ - اولين مسأله مورد بحث اشاعره و معتزله
اختلاف از اينجا شروع مىشود كه ما در مورد خداوند، دو نوع صفت داريم:
صفات ذات و صفات فعل. در فرق بين اين دو نوع صفت گفته شده است: صفات ذات، صفاتى است كه ثبوت آنها براى ذات نياز به مقام خاص و حال خاص و شأن خاص و شخص خاص ندارد. صفات ذات، اوصافى است كه در ارتباط با خود ذات است- اگرچه اضافه به غير ذات هم در اينها وجود دارد- مثل صفت علم كه در مورد خداوند ثابت كنيم. ثبوت علم، نه در وضعيت خاصى و نه در شأن خاصى و نه در حالت خاصى است بلكه علم در ارتباط با ذات خداوند است لذا وقتى مىخواهيم دايره معلوم را مشخص كنيم مىگوييم: (إنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيء عَليم)، [١] هيچگونه محدوديتى در دايره معلوم وجود ندارد. قدرت هم يكى از صفات ذاتيه خداوند است.
البته گفتيم: اين منافات ندارد با اينكه در اينها اضافهاى به غير ذات هم باشد، مثل اينكه در قدرت، اضافهاى به مقدور است، در علم، اضافهاى به معلوم است ولى با توجه به اينكه معلومِ خاص و مقدورِ خاص دخالت ندارد، لذا قدرت و علم به نحو احاطه و به نحو مطلق بر خداوند ثابت است. صفات فعل، صفاتى است كه حالات و موارد و اشخاص در آن فرق مىكند. صفت فعل، يعنى خداوند عملش و فعلش چنين بوده است. صفات فعل، به مسأله قدرت برنمىگردد. در خود ما نيز همينطور است. خيلى چيزها مقدور انسان است ولى هر مقدورى جامه تحقّق نمىپوشد. قدرت خداوند، در ارتباط با ذات است ولى هر مقدورى تحقق پيدا نمىكند. صفات فعل، مربوط به مقام عمل و مقام فعل است، مثل صفت خالقيت و رازقيت. مقصود از خالقيت و رازقيت، قدرت بر خلقت و رزق نيست، اگر خالقيت و رازقيت به قدرت برگردد، جزء صفات ذات مىشود، بلكه مقصود، فعلِ خالقيت و فعلِ رازقيت است. وقتى اينطور شد، بهلحاظ موارد و افراد و حالات فرق
[١]- العنكبوت: ٦٢