إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠ - حقيقت تجرى و انقياد
إن قلت: إن القصد و العزم إنما يكون من مبادى الاختيار، و هي ليست باختيارية، و إلا لتسلسل(١).
[١] (١)اشكال: شما اگر ملاك و سبب استحقاق عقوبت را يك امر نفسانى بنام قصد و عزم بر عصيان بدانيد اين قصد و اراده در صورتى مىتواند باعث استحقاق عقوبت باشد كه خودش يك امر اختيارى باشد. در عمل خارجى يا عمل قلبى بايد عنوان اختياريّت محفوظ باشد تا استحقاق عقوبت و مثوبت محقّق شود و امر غير اختيارى نمىتواند سبب استحقاق عقوبت و مثوبت شود.
اين كبراى كلّى درست، امّا قصد عصيان و عزم بر طغيان آيا امر غير اختيارى است؟
مستشكل مىگويد آرى، چون در محلّ خودش ثابت شده كه اراده و مقدّمات آن نمىشود از امور اختيارى باشند زيرا اگر مقدّمات اراده بخواهد اختيارى باشد تسلسل لازم مىآيد.
قبلا بنحو خلاصه مقدّمات اراده را توضيح مىدهيم: مرحوم آقاى آخوند در جلد اوّل كتاب كفايه بيان كردند كه مقدّمات اراده عبارت است از اينكه: انسان چيزى را تصوّر مىكند سپس تصديق به فايده آن پيدا مىكند و بدنبال آن، تصميم و عزم پيدا مىكند كه آن عمل را انجام بدهد و بعد از آن جلوى موانع را مىگيرد و بدنبال آنكه آخرين مرحله است، اراده تحقّق [١] پيدا مىكند.
اكنون بگوئيد چرا اگر اراده و مقدّمات آن از امور اختيارى باشد تسلسل لازم مىآيد؟
چون مثلا فلان مقدّمه اراده هم ارادهاى لازم دارد و آن اراده هم مبادى لازم دارد و آنوقت ما كلام را در آن اراده و مبادى آن اراده نقل مىكنيم، مىگوئيم آيا با اختيار
[١]اراده عبارت است از شوق مؤكّد نفسانى كه انسان بدنبال آن مىرود و مراد را اتيان مىكند.