إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٠ - امر سوم كدام قسم از اجماعات حجت است
نعم لا يبعد أن يكون بناؤهم على ذلك، فيما لا يكون هناك أمارة على الحدس، أو اعتقاد الملازمة فيما لا يرون هناك ملازمة(١).
هذا لكن الإجماعات المنقولة في ألسنة الأصحاب غالبا مبنية على حدس الناقل أو اعتقاد الملازمة عقلا، فلا اعتبار لها ما لم ينكشف أن نقل المسبب كان مستندا إلى الحس(٢).
بله اگر مشخص باشد كه مبناى خبر حدس است معلوم نيست كه اثرى برآن مترتّب كنند.
(١)بله گاهى از اوقات امارهاى در بين هست كه جانب حدسى بودن را ترجيح مىدهد آيا عقلا با وجود چنين امارهاى برآن خبر اثرى بار مىكنند؟
يا گاهى امارهاى است كه ناقل روى اعتقاد ملازمه خبر را نقل كرده است و آن ملازمه براى ما روشن نيست.
آيا اينجا هم به خبر واحد عمل مىكنند؟
ايشان مىفرمايند بعيد نيست كه بناء عقلا در صورتى باشد كه امارهاى به اين نحو نباشد.
(٢)در مسئله اجماع منقول هم مطلب چنين است كه امارهاى وجود دارد؟ آرى!
بيان ذلك: اجماع دخولى را خيلى كم قائل شدهاند چون انسان نمىتواند ملتزم بشود به اينكه شخص امام عليه السّلام بين فلان جماعت وجود داشته است.
و از طرفى طريقه متأخّرين بر مبناى اجماع حدسى است لذا اين امارهاى است كه هرگاه كسى اجماعى را نقل كرد و ما نتوانستيم مبناى او را تشخيص بدهيم، بگوئيم:
وجود اماره جانب حدسى بودن اجماع را ترجيح مىدهد و بناء عقلا در صورتى كه امارهاى بر حدس بودن در بين باشد، كارساز نيست لذا چون در ما نحن فيه چنين