إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١٩ - جواب از اخبار احتياط
و احتياط عقوبتى نيست.
پس چگونه ايجاب توقف معلّل مىشود كه آن ايجاب توقّف بهتر از اقتحام در هلاكت است اكنون با ذكر مقدّماتى متن را توضيح مىدهيم:
روايت توقّف به حسب ظاهر اطلاقش، شامل شبهات حكميّه و موضوعيّه مىشود و از طرفى مىدانيد كه ما چند نوع شبهه داريم از جمله:
الف) شبهات بدويّه بعد الفحص كه بايد به اندازه كافى تحقيق كنيم، چنانچه دليل بر حكم مشكوك پيدا نكرديم آنگاه مىتوانيم اصل برائت در آن جارى كنيم.
ب) شبهات بدويّه قبل الفحص- ما هم مانند اخباريّون در اين شبهات قائل به وجوب احتياط هستيم.
ج) شبهات توأم با علم اجمالى.
مثال: اگر شما يقين داريد كه روز جمعه يا نماز ظهر وجوب دارد يا نماز جمعه واجب است در اين صورت نسبت به هريك از اين دو مستقلا شكّ بدوى داريد كه در اين نوع شبهات هم بايد احتياط نمود.
در بعضى از روايات باب، علّت توقّف «اقتحام در هلكه» ذكر شده است مانند قوله: قف عند الشبهة «فانّ الوقوف عند الشبهة خير من الاقتحام فى الهلكة» و آن دسته از روايات توقّف كه فاقد تعليل هستند به لحاظ روايات معلّل حمل بر آنها مىشوند و تعليل گاهى دائره حكم را توسعه مىدهد و گاهى تضييق مىكند مثال: لا تأكل الرّمان لانّه حامض اين تعليل «لانّه حامض» از يك طرف دايره نهى را توسعه مىدهد و شامل هر حامضى مىشود اگرچه آن حامض رمّان نباشد.
و از طرف ديگر تضييق ايجاد مىكند كه آن رمّان منهى عنه خصوص رمّان حامض است در عين حال كه «لا تأكل» اطلاق دارد، شامل رمّان غير حامض نمىشود.