إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٨ - اشكال دوم
و لا يخفى أن الإشكال إنما يبتني على كون الجهالة بمعنى عدم العلم، مع أن دعوى أنها بمعنى السفاهة و فعل ما لا ينبغي صدوره من العاقل غير بعيدة(١).
ثم إنه لو سلم تمامية دلالة الآية على حجية خبر العدل، ربما أشكل شمول مثلها للروايات الحاكية لقول الإمام عليه السّلام بواسطة أو وسائط، فإنّه كيف يمكن الحكم بوجوب التصديق الذي ليس إلا بمعنى وجوب ترتيب ما للمخبر به من الأثر الشرعي بلحاظ نفس هذا الوجوب، فيما كان المخبر به خبر العدل أو عدالة المخبر؛ لأنه و إن كان أثرا شرعيا لهما، إلا أنه بنفس الحكم في مثل الآية بوجوب تصديق خبر العدل حسب الفرض(٢).
[١] (١)جواب: ايراد و اشكال اخير در صورتى وارد است كه معنى «جهالة» در آيه نبأ عدم العلم باشد كه اين هم در خبر عادل وجود دارد و هم در خبر فاسق موجود مىباشد (خبر عادل مفيد علم نمىباشد).
امّا بعيد نيست كه:
جهالت به معنى سفاهت و فعلى كه شايسته نيست از فرد عاقل سربزند، باشد در اين صورت، اين جهالت (سفاهت) مخصوص خبر فاسق است و لذا بايد درباره آن تحقيق كرد امّا اگر به خبر عادل عمل كنيم، درباره آن تبيّن نكنيم و آن را حجّت بدانيم سفاهت وجود ندارد و تعليل عموميّت ندارد تا شامل خبر عادل هم بشود.
اشكال دوّم:
(٢)- بنا بر اينكه استدلال به آيه نبأ درست باشد و از اشكالات قبل صرف نظر نمائيم و بگوئيم:
اگر عادلى براى شما خبرى آورد تحقيق درباره آن خبر لازم نيست و قول عادل حجّيّت دارد و بايد تصديق و به آن عمل شود در اين صورت اشكال ديگرى وجود دارد كه نه تنها به استدلال به اين آيه وارد است بلكه تمام ادلهاى كه در رديف آيه هستند