إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١ - اخلاق و سيره او
يكى از اعلاميّههاى آقايان اين است:
بسم اللّه الرحمن الرحيم به عموم ملّت ايران حكم خدا را اعلام مىداريم. اليوم همّت در دفع اين سفّاك جبّار (شاه قاجار) و دفاع از نفوس و اعراض و اموال مسلمين از اهم واجبات، و دادن ماليات به گماشتگان او از اعظم محرمات، و بذل جهد در استحكام و استقرار مشروطيّت به منزله جهاد در راه امام زمان ارواحنا فداه، و سر مويى مخالفت و مسامحه به منزله خذلان و محاربه با آن حضرت صلوات اللّه عليه است. اعاذنا اللّه و المسلمين من ذلك.
محمّد كاظم الخراسانى، حاج ميرزا حسين ميرزا خليل، شيخ عبد اللّه مازندرانى.
اخلاق و سيره او
در اين بخش به چند داستان آموزنده اكتفا مىكنم:
١مرحوم آقا ميرزا محمود شهابى مؤلّف ادوار فقه و رهبر خرد نقل كرده است: شبى از شبها كه همه به خواب فرورفته بودند طلبهاى حلقه درب منزل آخوند را چندين بار مىكوبد همسر اين طلبه مىخواست وضع حمل كند و چون او در نجف تنها بوده و منزل قابله را نمىدانسته ازاينروى به منزل آخوند آمده تا كمك بگيرد.
ديرى نپائيد آقاى آخوند آمد، درب را باز كرد، طلبه جوان، آقاى آخوند را كه ديد، شرمنده شد و سلام كردن را هم فراموش كرد آقاى آخوند فرمود: سلام عليكم چه فرمايشى داشتيد، طلبه جوان بعد از اظهار شرمندگى از اين مزاحم شدن از آقاى آخوند خواست كه مستخدم خانه را همراه او بفرستند تا او را به خانه قابله راهنمائى نمايد. آقاى آخوند گفت: نه، مستخدم الآن خواب است و نمىتواند بيايد من خودم مىآيم طلبه جوان اصرار كرد كه مستخدم را بيدار كنيد آقا فرمود نه، الآن موقع استراحت اوست من خودم مىآيم اندكى بعد با فانوسى كه به دست گرفته بود از منزل بيرون آمد و طلبه را به منزل قابله راهنمايى كرد و قابله را دم درب خواست و مشكل را براى او بازگو كرد و سپس به عنوان راهنما در حالى كه فانوس را در دست داشت جلو افتاد و طلبه و قابله را به منزل