إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨١ - وجه اول
خداوند ناتوانى و جهل معنا ندارد.
پس اين استفهاماتى كه در قرآن بكار رفته چگونه است؟
و اين همه كه كلمات لعلّ و ليت (و نظائر آن) در قرآن استعمال شده است معنايش چيست؟
مرحوم مصنّف مىفرمايند اصلا اين حروف در معانى ترجّى و تمنّى حقيقى استعمال نشدهاند و اينكه نحويين مىگويند ليت براى تمنّى و لعلّ براى نرجّى به كار مىرود و ظاهرش هم اين است كه تمنّى و ترجّى حقيقى (كه امر نفسانى و قلبى هستند) مرادشان هست، مطلب درستى نيست.
بلكه لعلّ براى ترجّى انشائى و وجود انشائى ترجّى است و ليت براى تمنّى انشائى و وجود انشائى تمنّى است.
معناى وجود انشائى اين است كه انسان قصد مىكند كه مفهومى به لفظى تحقّق پيدا كند (امّا نه تحقّق واقعى و نه تحقّق ذهنى).
و وجود انشائى در مقابل وجود ذهنى يك وجود جداگانهاى است لذا مرحوم مصنّف فرمودند موضوع له صيغه امر هم طلب انشائى است و اين طلب انشائى نظير همان انشائيّات در باب معاملات است مثلا وقتى مىخواهيد متاعى را بفروشيد با كلمه «بعت» انشاء تمليك مىكنيد و مشترى با كلمه «قبلت» انشاء قبول مىكند.
به نظر مرحوم آقاى آخوند معانى انشائيّه توسعه دارد و در باب اوامر، نواهى و استفهامات قرآنى هست.
منتها آن تمنّى قلبى داعى بر تمنّى انشائى مىشود.
كسى كه مىگويد: فيا ليت الشّباب لنا يعود، فاخبره بما فعل المشيب.
او يك بشرى است كه قلبا يك تمنّى حقيقى دارد و لكن در مقام استعمال به وسيله كلمه ليت وجود انشائى تمنّى را بيان مىكند.
و فرق بين استعمالات ما و استعمالات خداوند اين است كه، هر دو در تمنّى