إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٥ - اخبار دال بر حجيت خبر واحد
متعدّدى مىباشد. [١]
اگر اين روايات، اخبار آحاد باشد نه قائلين به حجّيّت خبر واحد مىتوانند به آنها استدلال كنند و نه كسانى كه حجّيّت خبر واحدى را نفى مىكنند.
زيرا با خبر واحد نمىتوان حجّيّت خبر واحد را اثبات و يا نفى نمود بلكه اگر متواتر باشند قابليّت براى استدلال دارند و ما در اوائل بحث خبر واحد گفتيم كه سه نوع تواتر داريم: ١- تواتر لفظى ٢- تواتر معنوى ٣- تواتر اجمالى.
در ما نحن فيه تواتر اجمالى وجود دارد. يعنى روايات فراوانى داريم كه نه در لفظ اتحاد دارند و نه داراى معناى مشتركى هستند بلكه از نظر سعه و ضيق بين آنها تفاوت است ولى ما علم اجمالى داريم كه يكى از اين روايات از امام عليه السّلام صادر شده است.
در اين صورت بايد قدر متيقّن و قدر مشترك آنها را اخذ و به آن عمل نمود.
قدر مشترك و مضمون اخصّ آن روايات چيست؟
قدر متيقّن آن روايات اين است كه: مخبر عادل باشد و انسان اطمينان به صدور آن خبر از امام عليه السّلام داشته باشد. پس با وجود اين قدر متيقّن حجّيّت خبر واحد فى الجملة و بنحو موجبه جزئيّه ثابت مىشود و همين براى ما كافى است.
لكن اگر بخواهيم بنحو وسيعتر خبر واحد را حجّت قرار دهيم راهش اين است كه:
قدر متيقّن آن روايات اين بود كه راوى عادل باشد و وثوق به صدور خبر از امام عليه السّلام داشته باشيم.
[١]اين اخبار به چندين گروه تقسيم مىشوند و ما يك نمونه از آن اخبار را نقل مىكنيم: ... عن المفضّل بن عمر، انّ ابا عبد اللّه عليه السّلام قال للفيض بن المختار فى حديث: فاذا اردت حديثنا فعليك بهذا الجالس، و أومى الى رجل من اصحابه، فسألت اصحابنا عنه فقالوا زرارة بن اعين- و نيز ر. ك وسائل الشيعة/ ١٨ باب ١١/ از ابواب صفات قاضى.