إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٩ - امر سوم كدام قسم از اجماعات حجت است
هذا فيما انكشف الحال(١).
و اما فيما اشتبه، فلا يبعد أن يقال بالاعتبار، فإنّ عمدة أدلة حجية الأخبار هو بناء العقلاء، و هم كما يعملون بخبر الثقة إذا علم أنه عن حس، يعملون به فيما يحتمل كونه عن حدس، حيث إنه ليس بناؤهم إذا أخبروا بشيء على التوقف و التفتيش، عن أنه عن حدس أو حس، بل العمل على طبقه و الجري على وفقه بدون ذلك(٢).
متيقّن از آن در موردى است كه كسى خبر را عن حسّ نقل كند امّا اگر كسى خبرى را از روى حدس نقل كند معلوم نيست كه عقلا بر چنين خبرى اثرى مترتّب نمايند.
اگر كسى ببيند با بشنود كه زيد از مسافرت آمده و بعد بگويد جاء زيد من السّفر، در اين صورت عقلا بر خبر او اثر بار مىكنند.
امّا اگر همان فرد حدس قطعى هم بزند كه زيد از سفر آمده است در اين صورت معلوم نيست كه عقلا بر خبر او اثرى بار نمايند.
و اگر آيات و اخبار دلالت بر حجّيّت خبر واحد داشته باشند، انصراف به موردى دارند كه خبر از روى حس نقل شود نه حدس.
(١)آنچه را تاكنون در امر ثالث بحث كردهايم در صورتى است كه وضع ناقل اجماع معلوم باشد كه آيا از روى حدس يا حس، اجماع را نقل مىكند.
(٢)- ٤ اگر كسى اجماعى را بصورت نقل مسبّب حكايت كرد لكن وضع و مبناى ناقل براى منقول اليه روشن نبود كه آيا ناقل از راه حس (اجماع دخولى) يا حدس (مانند اجماع لطفى) رأى امام را به دست آورده است، در اين صورت: مرحوم مصنّف مىفرمايند اين اجماع داراى حجّيّت است و مشمول ادله حجّيّت خبر واحد مىشود زيرا:
همانطور كه گفتيم مهمترين دليل حجّيّت خبر واحد بناء عقلا است و اگر يك فرد ثقه خبرى را نقل كرد به قول او ترتيب اثر مىدهند و ديگر فحص و جستجو نمىكنند كه آيا مبناى اين خبر، حدس است يا اينكه از روى حس نقل شده است.