إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٨ - اقسام تواتر
فإنه يقال: إنها و إن كانت كذلك، إلا أنها لا تفيد إلا فيما توافقت عليه، و هو غير مفيد في إثبات السلب كليّا، كما هو محل الكلام و مورد النقض و الإبرام، و إنما تفيد عدم حجية الخبر المخالف للكتاب و السنة، و الالتزام به ليس بضائر، بل لا محيص عنه في مقام المعارضة(١).
كلمات، تواتر دارد- مثلا صدها نفر يك مطلب را به عبارات مختلف نقل كردهاند.
ج- تواتر اجمالى- نه در الفاظ تواتر وجود دارد و نه در معنا تواترى هست بلكه ما مواجه با اخبارى هستيم كه الفاظشان با يكديگر تفاوت دارد و مفادشان هم مختلف است لكن علم اجمالى داريم كه يكى از آن اخبار از معصوم عليه السّلام صادر شده است ولى آن خبر و روايت براى ما مشخّص نيست.
بهطور كلّى تكليف در تواتر اجمالى چيست؟
مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند چون ما يقين داريم كه يكى از آن اخبار از معصوم عليه السّلام صادر شده است لذا بايد قدر مشترك و قدر متيقّن بين تمام آن اخبار را اخذ نمود و اضافه برآن قدر متيقّن حجّيّت ندارد.
البتّه نسبت به قدر متيقّن يقين داريم و در عين حال احتمال مىدهيم همراه آن قدر متيقّن يك مطلب اضافهاى هم بوده است. اينها اقسام تواتر بود.
كسى كه به آن روايات براى عدم حجيت خبر واحد تمسك مىكند، قبول دارد كه تواتر لفظى و معنوى در كار نيست بلكه مىگويد تواتر اجمالى وجود دارد و يكى از آن روايات مسلّما از معصوم عليه السّلام صادر شده است.
(١)مرحوم مصنّف مىفرمايند بله ما هم تواتر اجمالى را قبول داريم و حكم تواتر اجمالى همان بود كه گفتيم و بايد به قدر متيقّن از آن روايات عمل كرد.
قدر متيقّن چيست؟.
همانطور كه بيان كرديم تعبيرات روايات مختلف بود بعضى از روايات مىگفت:
اگر علم نداريد كه روايتى از ما صادر شده است آن روايت را به ما (معصومين) رد كنيد كه عدم العلم هم معناى وسيعى دارد. بعضى از روايات مىگفت: اگر روايتى يك شاهد قرآنى