إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٤ - جواب تفصيلى از اشكال اول و دوم
جمعه در لوح محفوظ هم وجوب بود در اين صورت همان حكم الهى به مرحله تنجّز مىرسد يعنى اطاعتش لازم و مخالفتش موجب استحقاق عقوبت است.
٢مسئله معذّريّت: اگر شما قطع به عدم وجوب نماز جمعه پيدا كرديد ولى قطع شما مخالف با واقع بود، واقعا، يعنى به حسب واقع نماز جمعه واجب بود، در اين صورت معناى حجّيّت قطع، معذّريّت است يعنى اگر روز قيامت به شما بگويند چرا نماز جمعه را نخوانديد مىگوئيد: من قطع به عدم وجوب نماز جمعه داشتم و اين يك عذر مقبولى است.
٣مسئله تجرّى: اگر شما قطع پيدا كرديد كه فلان مايع خارجى خمر است و بعد آن را شرب كرديد، امّا به حسب واقع آن مايع خمر نبود، در اين صورت مسئله تجرّى مطرح مىشود كه آيا در تجرّى استحقاق عقوبت هست يا اينكه تنها استحقاق ملامت و مذمّت در كار است؟
٤مسئله انقياد: اگر شما قطع پيدا كرديد كه نماز جمعه واجب است و آن را اتيان نموديد ولى بحسب واقع اصلا وجوبى نداشت، در اين صورت مسئله انقياد مطرح است كه تا چه اندازهاى مستحق مثوبت هستيد.
اين چهار اثر بر حجّيّت قطع مترتب است.
سؤال- اگر شما قطع به وجوب نماز جمعه پيدا كرديد و به حسب واقع هم نماز جمعه واجب بود آيا اينجا دو حكم در كار است يا اينكه يك حكم بيشتر نداريم؟
جواب- مسلّما يك حكم داريم و آن حكم واقعى نماز جمعه است منتها گاهى قطع شما مصيب به واقع است لذا واقع بر شما منجّز مىشود و گاهى هم قطع شما مخالف با واقع است كه در اين صورت واقع بر شما منجّز نمىشود و شما در مخالفت با واقع معذور هستيد.