إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٢ - نحوه استدلال به آيه كتمان
و لا يخفى أنه لو سلمت هذه الملازمة لا مجال للإيراد على هذه الآية بما أورد على آية النفر، من دعوى الإهمال أو استظهار الاختصاص بما إذا أفاد العلم، فإنها تنافيهما، كما لا يخفى(١).
نحوه استدلال به آيه كتمان
اين آيه دلالت مىكند: چيزى را كه خداوند براى مردم نازل كرده است (بعد از بيان اسباب هدايت) اگر كسى آن را كتمان كند خداوند و همه لعنكنندگان بر او لعنت مىفرستند، پس كتمان حرام است چون لعن ظهور در حرمت دارد.
و لازمه حرمت كتمان، وجوب اظهار است. يعنى لازم است كه آن را بيان كنند و اگر بيان كردن لازم باشد حتما قبول كردن آنهم واجب است و الا اگر بنا باشد مظهر اظهار كند ولى بر طرف مقابلش قبول و پذيرش لازم نباشد در اين اظهار فائدهاى نيست و وجوب اظهار و حرمت كتمان يك امر لغوى مىشود چون كتمان مفسده دارد اظهار هم واجب است لذا بايد به دنبالش قبول هم واجب باشد كأنّ يكى از مصاديق آيه كتمان اين است كه اگر يك روايت در اختيار يك راوى هست، حتما بايد آن را نقل و افشا نمايد و در دنبال افشا وجوب قبول هم باشد و اين معناى حجّيّت خبر واحد و پذيرفتن روايت راوى است بنابراين آيه شريفه بضميمه ملازمه عقليّه مطلب را درست كرد.
(١)ما قبلا دو اشكال به استدلال بر آيه نفر كرديم و گفتيم:
١آيه نفر از نظر وجوب نفر اطلاق دارد ولى در لعلّهم يحذرون اطلاقى نيست كه بتوانيم به آن تمسّك كنيم، بلكه آيه از اين جهت اجمال و اهمال دارد.
٢گفتيم مردم بايد احراز كنند كه انذار منذرين نسبت به معارف دين است يعنى آيه نفر مخصوص آن صورتى است كه مردم علم داشته باشند كه انذار مربوط به معارف دينى است.