إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨١ - اصل اولى در امارات حجيت است يا عدم حجيت؟
مرحوم مصنّف مىفرمايند: اساس اين حرف بنظر ما غير صحيح است. احكام حجّيّت همان چهار اثرى بود كه قبلا ذكر كرديم و مسئله صحّت التزام و جواز استناد ربطى به مسئله حجّيّت ندارد، اگر خبر واحد حجّت شد به دنبالش مسئله التزام و جواز استناد در كار نيست و ايشان مورد نقضى را هم بيان مىكنند كه حجّيّت ثابت است لكن نه صحّت التزام در كار است و نه جواز استناد به خداوند در ميان است.
در نتيجه مقدّمات انسداد، اختلافى هست كه آيا نتيجه مقدّمات انسداد، اين است كه مظنّه به نحو كشف شرعى حجّيّت دارد يعنى در حال انسداد باب علم و علمى شارع مقدّس مظنّه را حجّت قرار داده است يا اينكه نه، در حال انسداد، عقل حكم مىكند كه ظنّ انسدادى حجّيّت دارد يعنى ظن انسدادى، از نظر حجّيّت مثل قطع است همانطور كه حجّيّت قطع، عقلى است، حجّيّت ظنّ انسدادى هم عقلى است.
خلاصه: اگر مقدمات چهارگانه دليل انسداد تمام شد عقل حكم مىكند كه مظنّه حجّيّت دارد.
اكنون ما يك سؤال داريم كه:
عقلى كه در حال انسداد از روى ناچارى مظنّه را حجّت قرار داده است، آيا حكم هم مىكند به اينكه اين حكم مظنون، حكم الهى است؟
و آيا حكم مىكند كه شما در قلب هم به آن ملتزم بشويد؟
خير- فقط وظيفهاى براى مكلّفين معيّن مىكند كه چون باب علم و علمى منسد است ظنّ انسدادى حجّيّت دارد.
بله، اگر ظنّ انسدادى بنحو كشف شرعى حجّيّت داشته باشد معنايش اين است كه شارع اين مظنه را حجّت قرار داده است يعنى همان شارعى كه مثلا خبر واحد را حجّت قرار داده است، اين ظنّ انسدادى را هم طريق به واقع مىداند.
خلاصه، مرحوم مصنّف مىفرمايند: ما مورد نقضى پيدا كرديم كه حجّيّت تحقّق