إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٧ - امر اول نقد و بررسى طرق احراز رأى معصوم عليه السلام
أو اتفاقا بحدس رأيه عليه السّلام من فتوى جماعة، و هي غالبا غير مسلّمة(١).
كدام قاعده لطف اقتضاء چنين امرى را مىكند درحالىكه خودمان سبب غيبت حضرت شدهايم- (اين يك علّت) يا اينكه علّت بطلان قاعده لطف اين است كه:
چه كسى گفته است كه اگر علماء يك عصرى اتّفاق بر حكمى كردند از باب لطف بر امام لازم است كه حكم الهى را بيان كند؟
اوّلا: شايد در اين صورت حكم الهى به مرحله فعليّت نرسيده باشد، شايد مصلحت اقتضا كند كه در يك عصرى يك حكم الهى به مرحله فعليّت نرسد و در زمان ظهور امام زمان عليه السّلام آن حكم براى مردم مشخّص بشود.
كما اينكه رواياتى داريم كه مىگويند بعضى از احكام الهى تا زمان حضرت مهدى (عجل اللّه تعالى فرجه الشّريف) مخفى است.
ثانيا: اگر فرضا امام زمان بوسيله يك نفر يا بيشتر بين آراء فقها القاء خلاف نمود آيا با اين كار قاعده لطف تحقّق پيدا مىكند؟
آن كسانى كه بر يك رأى اتّفاق كردهاند باز بر اعتقاد خودشان باقى هستند و مقلّدين آنها به آن نظر عمل مىكنند.
بنابراين قاعده لطف صحيح نمىشود.
(١)راه دوّم حدس و اجماع حدسى بود: وقتى انسان ديد كه هشتاد يا نود درصد از فقها بر يك رأى اتّفاق نمودهاند حدس قطعى مىزند كه نظر امام عليه السّلام مطابق با آنهاست.
مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند اين راه هم درست نيست. زيرا اين راه تابع اين است كه انسان مثلا از ديدن آراء نود درصد از فقها حدس قطعى بزند كه نظر امام عليه السّلام هم با آنها موافق است امّا كى و كجا انسان بهطور قطع رأى معصوم را حدس مىزند؟
بله ممكن است ظنّ به رأى معصوم پيدا بكند امّا اين ظن حجّيّتى ندارد.
پس اجماع حدسى هم درست نيست.