إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩١ - حديث«حل»
و منها: قوله عليه السّلام (كل شيء لك حلال حتى تعرف أنه حرام بعينه) الحديث، حيث دل على حليّة ما لم يعلم حرمته مطلقا، و لو كان من جهة عدم الدليل على حرمته، و بعدم الفصل قطعا بين إباحته و عدم [١] وجوب الاحتياط فيه و بين عدم وجوب الاحتياط في الشبهة الوجوبية، يتم المطلوب(١).
جواب: در اين روايت، حجب به خداوند نسبت داده شده است، لذا اگر چنين معنا نكنيم اصلا اسناد حجب به خداوند صحيح نمىشود.
اگر روايتى براى ما مخفى شد آيا مىتوانيم بگوييم خداوند علمش را از ما منع نموده است؟ خير.
ولى مىتوانيم بگوئيم حكم مستفاد از آن روايت بر ما مجهول است و حديث رفع شامل آن مىشود.
٣- حديث «حل»
(١)- سوّمين روايتى كه در بحث برائت مورد استدلال قرار گرفته است عبارتست از:
«كلّ شىء لك حلال حتّى تعرف انّه حرام بعينه» [٢].
معنا: هر چيزى كه شك در حلّيّت و حرمت آن داشته باشى در مرحله ظاهر، محكوم به حلّيّت است تا وقتى بدانى كه آن چيز حرام است.
آيا در ما نحن فيه مىتوان به اين روايت تمسّك نمود؟
مرحوم مصنّف مىفرمايند اين روايت عام است و در دو جهت بحث مىكنند:
١اين روايت مسلّما شامل شبهات موضوعيّه مىشود چون مفادش اين است
[١]«و عدم» عطف تفسيرى براى اباحته مىباشد.
[٢]وسائل الشّيعه ج ١٢ باب ٤ از ابواب ما يكتسب به حديث ٤/ قريب به مضمون فوق است.