إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦١ - جواب از اشكال سوم
در ما نحن فيه اجتماع حكمين است لكن اين دو حكم نه تماثل با حكم واقعى دارند و نه تضادّ با حكم واقعى پيدا مىكنند.
يعنى در صورت اتّفاقشان، تماثل بينشان نيست و در صورت تفاوت، تضادّى بينشان نيست.
بيان ذلك: اصلا سنخ اين دو حكم و خصوصيّاتشان تفاوت دارد.
ما ابتدا آن حكم واقعى و لوح محفوظى را مقدارى تجزيه و تحليل كنيم.
حكم واقعى تابع متعلّق است يعنى اگر نماز جمعه در واقع حكمى دارد به لحاظ مصلحت يا مفسدهاى است كه در خود نماز جمعه وجود دارد و در نفس انشاء حكم مصلحتى نيست و تقريب ثبوت حكم واقعى چنين است كه: خداوند تبارك و تعالى كه مبدأ اعلى است، عالم است كه واجبات، مصلحت ملزمه و محرّمات، مفسده ملزمه (لازم الاجتناب) دارند مثلا خداوند، عالم است كه نماز جمعه يك مصلحت ملزمه دارد و يا مثلا خمر واجد يك مفسده ملزمه است كه بدنبال اين علم، خداوند يك حكمى انشائى (شأنى) بصورت قانون جعل مىنمايد بعد بدنبال اين حكم انشائى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بصورت وحى از آن مطّلع مىشود و ائمّه عليهم السّلام بصورت الهام يا بنحو ديگرى از آن آگاه مىشوند سپس نبى و ائمّه نسبت به آن حكم انشائى اراده، كراهت، حبّ و بغض پيدا مىكنند.
تذكّر- اين حبّ و بغض نسبت به آن حكم انشائى در خداوند نيست زيرا اين دو ناشى از انفعال هستند و مسائل انفعالى درباره خداوند مستحيل است. وقتى اراده و كراهت در نفوس نبى و ائمّه پيدا شد آنها نسبت به حكم انشائى بعث و زجر مىكنند. يعنى در واجبات مردم را تحريك به اتيان مىنمايند (بعث) و در محرّمات مردم را زجر مىنمايند و حكم انشائى مبدّل به حكم واقعى مىشود و قانون الهى به مرحله اجرا گذاشته مىشود.
اين خصوصيّات حكم واقعى است كه ما از آن تعبير به حكم حقيقى، حكم واقعى و حكم لوح محفوظى مىكنيم.