إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١١ - از چه راههائى مىتوان ظهور كلام را به دست آورد
فافهم(١).
و إن كان لاحتمال قرينية الموجود فهو، و إن لم يكن بخال عن الإشكال- بناء على حجية أصالة الحقيقة من باب التعبد-(٢).
إلا أن الظاهر أن يعامل معه معاملة المجمل(٣).
[١] (١)اشاره بدقّت است و اينكه، همان عقلائى كه پشتوانه اصالة الظّهور هستند در دو مورد فوق هيچگونه فرقى قائل نيستند.
خلاصه: در فرض دوّم هم اصالة الظّهور جارى مىشود و در واقع اصلى بنام اصالة عدم القرينه نداريم.
(٢)- ٣ اگر در كلام متكلّم چيزى هست كه صلاحيّت براى قرينيّت دارد لكن نمىدانيم كه آيا متكلّم اعتماد برآن كرده و آن را بعنوان قرينه آورده است يا اينكه اعتماد برآن ننموده است.
به عبارت ديگر علّت عدم احراز ظهور كلام بخاطر اين است كه شك در قرينيّت موجود داريم (مثالى براى اين مورد بعد از چند سطر ذكر مىكنيم).
در اين مسئله، مبنائى ذكر شده است كه: هرگاه انسان شك كند كه معناى حقيقى يك جمله اراده شده است يا نه، عقلا يك اصلى بنام اصالة الحقيقه دارند كه اين اصالة الحقيقه از باب تعبّد عقلائى (نه تعبّد شرعى) حجّت است و ارتباطى به اصالة الظّهور ندارد بلكه خودش يك اصل مستقل است خواه لفظ ظهورى داشته باشد يا نداشته باشد.
بنابراين اگر شما شك در قرينيّت موجود بكنيد بايد كلام را بر معنى حقيقى حمل نمائيد و اعتنائى به «ما يحتمل القرينيّة» نكنيد ...
(٣)مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند ظاهر اين است كه مبناى فوق درست نمىباشد.
بلكه مطلب از اين قرار است كه: اين اصالة الحقيقه در مقابل اصالة الظّهور يك اصل مستقلى نبوده بلكه شعبهاى از اصالة الظّهور است.