إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٨ - امر اول نقد و بررسى طرق احراز رأى معصوم عليه السلام
و اما كون المبنى العلم بدخول الإمام بشخصه في الجماعة، أو العلم برأيه للاطلاع بما يلازمه عادة من الفتاوى، فقليل جدا في الإجماعات المتداولة في السنة الأصحاب، كما لا يخفي، بل لا يكاد يتفق العلم بدخوله عليه السّلام على نحو الإجمال في الجماعة في زمان الغيبة، و إن احتمل تشرف بعض الأوحدي بخدمته و معرفته أحيانا(١).
[١] (١)سوّم اجماع دخولى- و آن در موردى است كه جماعتى اتّفاق بر يك نظر داشته باشند و ما بصورت علم اجمالى بدانيم كه امام عليه السّلام داخل آن جماعت است يا اين كه فتوايش داخل در آن آراء است.
اين مسئله در زمان غيبت بعيد است امّا اصل مبنا باطل نيست.
لكن چگونه انسان علم پيدا مىكند كه امام عليه السّلام در بين آن جماعت است يا اينكه رأى او در بين آن آراء است (و لو مجلسى در كار نباشد).
بله در بعضى از مجالس ممكن است انسان چنين احتمالى را بدهد امّا اين سبب حصول علم به دخول معصوم عليه السّلام نمىشود. بنابراين اجماع دخولى هم كنار رفت.
راه چهارم- حصول اجماع از طريق ملازمه عاديه بود كه اگر تمام فقهاى متقدّم و متأخّر (كه آشناى با مذاق اهل بيت عليهم السّلام هستند) يك مطلبى را گفتند عادتا معلوم مىشود كه نظر امام عليه السّلام هم مطابق با آنهاست.
اين راه باطل نيست و تا حدّى قابل قبول است امّا اشكالش اين است كه: اجماعاتى كه شما از متأخّرين در كتب مىبينيد اكثرا روى اين مبنا نيست بلكه بر مبناى حدس هست كه ما آن را نپذيرفتيم.
روش مرحوم شيخ طوسى (اعلى اللّه مقامه الشّريف)- از قدما- هم بر مبناى قاعده لطف است كه ما آن را هم نپذيرفتيم.
٥اجماع تشرفى- بعضى از افراد كه داراى مقام والائى هستند احتمال دارد كه به حضور امام زمان (ارواحنا فداه) برسند و فتوائى را از آن بزرگوار بشنوند پس مبناى