إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣ - حقيقت تجرى و انقياد
از نظر عقل هيچ فرقى بين ما نحن فيه و مسئله اطاعت و عصيان وجود ندارد و اين يك مسئله وجدانى و عقلى است.
حقيقت تجرّى و انقياد
مورد تجرّى و انقياد و مسئله عقوبت و مثوبت را بيان كرديم، اكنون ببينيم حقيقت انقياد و تجرّى چيست؟ آيا انقياد يك عمل خارجى است يا اينكه يك عمل قلبى، و همچنين آيا تجرّى مربوط به خارج است يا مربوط به قلب؟
در باب اطاعت و عصيان مطلب روشن است كه اطاعت وصف عمل خارجى است، كسى كه نماز مىخواند او اطاعت امر مولا را مىنمايد و فردى كه شرب خمر مىنمايد، عصيان مىنمايد چون شرب خمر واجد مفسده كامل است و مبغوضيّت تام دارد.
امّا در باب تجرّى و انقياد- انقياد، عبارت است از همان عزم و جزم و تصميم بر موافقت و اطاعت- و تجرّى هم عبارت است از عزم و جزم و تصميم نفسانى بر اينكه معصيت تحقّق پيدا كند در مورد فردى كه مقطوع الخمريّه را مرتكب مىشود، تجرّى به عمل، كأنّ تحقّق پيدا نمىكند و سرايت به عمل نمىنمايد چون اين عمل به حسب واقع شرب الماء است ولى او قطع پيدا كرده است كه خمر است امّا از نظر عمل نفسانى (تصميم بر عصيان مولا است) بين اين فرد و شخص عاصى واقعى هيچ فرقى نيست، عاصى واقعى تصميم قلبى بر عصيان دارد و اين فرد متجرى هم كذا.
ايشان استحقاق عقوبت را مربوط به همان تصميم و عزم نفسانى مىدانند كما اينكه استحقاق مثوبت را مربوط به همان عزم فرد نسبت به پيروى و اطاعت از مولا مىدانند.