إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧٤ - كيفيت استدلال به آيه
و فيه: إن نفي التعذيب قبل إتمام الحجة ببعث الرسل لعله كان منة منه تعالى على عباده، مع استحقاقهم لذلك(١).
و لو سلم اعتراف الخصم بالملازمة بين الاستحقاق و الفعلية، لما صح الاستدلال بها إلا جدلا، مع وضوح منعه، ضرورة أن ما شك في وجوبه أو حرمته ليس عنده بأعظم مما علم بحكمه، و ليس حال الوعيد بالعذاب فيه إلا كالوعيد به فيه(٢).
پس آيه شريفه، به حسب ظاهر دلالت خوبى بر اصالة البراءة دارد، و اين روش الهى مختص به امّتهاى گذشته نبوده است بلكه در مورد تمام امم مىباشد.
(١)اشكال: مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند استدلال به اين آيه داراى اشكال است و آن اين است كه با مدّعاى ما تطبيق نمىكند چون مدّعاى ما اين است كه اگر كسى مشتبه به شبهه وجوبيّه را ترك كند استحقاق عذاب ندارد و چنانچه مشكوك الحرمه را اتيان كند مستحقّ عذاب نيست امّا خداوند مىفرمايد ما در خارج قبل از بعث رسل كسى را عذاب نمىكنيم نفى فعليّت عذاب مىكند و واضح است كه بين نفى استحقاق عذاب و نفى فعليّت عذاب تفاوت هست چون ممكن است كسى استحقاق عقوبت داشته باشد لكن خداوند بخاطر لطف و رحمتش او را عذاب نكند كه عدم عقوبت، دليل بر عدم استحقاق نيست بلكه دليل بر لطف و تفضّل الهى است. بنابراين آيه دلالتى بر مدّعاى ما ندارد.
خلاصه: نفى فعليّت عقوبت، اعم از نفى استحقاق عقوبت است آرى اگر خداوند چنين تعبير مىكرد: مردم قبل از بعث رسل و اتمام حجّت استحقاق عقوبت ندارند در اين صورت منطبق با مدّعاى ما بود.
(٢)مرحوم شيخ [١] در كتاب رسائل خواستهاند از اين اشكال جواب بدهند كه:
آرى قبول داريم كه آيه شريفه، نفى فعليّت عذاب مىكند و نفى فعليّت، اعمّ از نفى استحقاق است و ما هم بين فعليّت و استحقاق ملازمهاى قائل نيستيم لكن خصم
[١]ر. ك فرائد الاصول ١٩٤.