إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١ - تجرى و انقياد
عنوان اطاعت و عصيان مطرح است.
تجرّى و انقياد
گاهى هم عنوان انقياد و تجرّى مطرح مىباشد و اين در موردى است كه قطعى نسبت به حكم شرعى يا موضوع حكم شرعى پيدا شود و قطع آن فرد هم مخالف با واقع باشد البتّه خود قاطع نمىداند و حتّى احتمال هم نمىدهد كه قطعش مخالف واقع است، كه گاهى كشف خلاف مىشود و زمانى هم اصلا كشف خلاف نمىشود در اين دو صورت، اگر قاطع، به قطع خود عمل نمايد عنوان انقياد محقّق مىشود و اگر برخلاف قطع خود عمل كند عنوان تجرّى تحقّق پيدا مىكند. مثال: فردى قاطع شد كه فلان مايع خارجى خمر است ولى فى الواقع خمر نبود كه در اين صورت اگر بر وفق قطع خود عمل كند از نظر اصطلاح علم اصول، آن فرد، عبد منقاد، به حساب مىآيد و چنانچه با قطع خود مخالفت نمايد، عبد متجرى محسوب مىشود ولى از نظر لغت عنوان تجرّى و انقياد در عصيان و اطاعت هم تحقّق دارد خلاصه عنوان تجرّى و انقياد از نظر علم اصول در غير مورد اطاعت و عصيان است.
تجرّى و انقياد در موردى است كه قطع انسان مخالف واقع باشد كه پيروى از چنين قطعى را انقياد و مخالفت با چنين قطعى را تجرّى مىگويند.
اكنون بحث ما در امر ثانى اين است كه آيا در مورد انقياد و تجرّى مثل اطاعت و عصيان مسئله استحقاق مثوبت و عقوبت در كار است يا نه؟
يعنى اگر كسى با قطع خويش مخالفت نمود و مقطوع الخمريّه را شرب نمود. آيا بهعنوان تجرّى استحقاق عقوبت دارد؟ يا چنانچه از آن اجتناب كرد اين فرد بهعنوان انقياد استحقاق مثوبت دارد، اگر دارد به چه دليل؟