إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٢٠ - جواب از اخبار احتياط
مفاد روايات توقّف اين بود كه در شبهات توقّف كنيد، تا گرفتار اقتحام در هلاكت نشويد.
اكنون ما سؤال مىكنيم كه:
در چه مواردى اقتحام در هلاكت تصوّر مىشود؟
جواب- بايد در مواردى باشد كه امر دائر بين وقوف و اقتحام در هلاكت باشد تا تعليل مذكور در روايت پياده شود.
تذكّر: مقصود از هلاكت در روايت، هلاكت و عقوبت اخروى مىباشد.
در شبهات مقرون به علم اجمالى و در شبهات قبل الفحص، احتمال اقتحام در هلاكت هست زيرا نه عقل و نه نقل هيچكدام حكم به برائت نمىكند امّا در شبهات بدويّه بعد الفحص اصلا اقتحام در هلاكت نيست (به مقتضاى حكم عقل و نقل) و اين فرض مانند رمّان غير حامض است كه بخاطر تعليل از اطلاق دليل خارج شده است، لذا مىگوئيم در شبهات بدويّه بعد الفحص اقتحام در هلاكت وجود ندارد زيرا تعليل مذكور در روايت شامل اين فرض نمىشود و از طرف شارع ايجاب احتياط و توقّف هم نشده است.
در حقيقت در ما نحن فيه يك شبه «دور» لازم مىآيد كه: در شبهه بدويّه چون تكليف واقعى مجهول است تا زمانى كه مولا احتياط را واجب نكرده است ما احتمال عقوبت نمىدهيم امّا شما مىگوئيد ما از طريق اخبار توقّف احتمال عقوبت مىدهيم در حالى كه اخبار «توقّف»، وجوب توقّف را منوط به احتمال عقوبت نموده است بنابراين احتمال عقوبت منوط به احتمال عقوبت مىشود.
به عبارت ديگر: اگر تعليلى در جايى وجود داشت معنايش اين است كه اين علّت با قطع نظر از حكم ثابت است. مثال: اگر مولا گفت لا تأكل الرّمان لانّه حامض، معناى اين عبارت اين است كه حموضت ارتباطى به «لا تأكل» ندارد بلكه حموضت يك حقيقت