إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٩ - اقسام تواتر
نداشت به ما رد كنيد.
برخى از روايات مىگفت اگر روايتى دو شاهد قرآنى نداشت آن روايت را به ما رد نمائيد مضمون بعضى از روايات اين بود كه: اگر خبرى موافقت با كتاب نداشت باطل است و مفاد بعضى از روايات اين بود كه اگر خبرى مخالفت با سنّت داشت آن روايت را قبول نكنيد و غير ذلك.
بنابراين قدر متيقّن روايات، اين است كه اگر: روايتى با قرآن و سنّت مخالفت داشت آن روايت حجّيّت ندارد لذا صرف عدم موافقت با كتاب ضررى به حجّيّت خبر واحد نمىزند.
صرف نداشتن شاهد قرآنى ضربهاى به حجّيّت خبر واحد وارد نمىنمايد صرف عدم تصديق و تأييد يك روايت از طرف كتاب مشكلى براى حجّيّت خبر واحد ايجاد نمىنمايد.
اكنون كه قدر متيقّن را مشخص كرديم به كسانى كه قائل به عدم حجّيّت خبر واحد هستند مىگوئيم:
مدّعاى شما اين بود كه اصلا خبر واحد حجّيّت ندارد يعنى مدّعاى شما قضيّه سالبه كليّه بود.
آيا كسى كه مدّعايش سلب كلّى است مىتواند دليلى اقامه كند كه مفاد آن دليل اين است كه:
خبرى كه هم مخالف كتاب و هم مخالف سنّت است حجّيّت ندارد؟؟
لذا مىگوئيم مدّعاى شما سلب كلّى بود امّا دليلتان ناتمام بود (دليل شما اخصّ از مدّعا بود) امّا ما مىگوئيم خبر واحد فى الجملة و بنحو موجبه جزئيّه حجّيّت دارد و اين مطلب با دليل شما منافاتى ندارد.
بله، ما هم قبول داريم كه اگر دو روايت تعارض پيدا كردند در اين صورت يكى از