إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٦ - جواب ادله قائلين به عدم حجيت خبر واحد
و الجواب: اما عن الآيات، فبأن الظاهر منها أو المتيقن من إطلاقاتها هو اتباع غير العلم في الأصول الاعتقادية، لا ما يعم الفروع الشرعية (١)
شيعه از قياس تبرّى مىجويد از خبر واحد هم تبرّى و بىزارى مىجويد و اين تبرّى از قياس، جزء شعار شيعه است.
جواب ادله قائلين به عدم حجّيّت خبر واحد
(١)- جواب از آيات: اوّلا ظاهر آن آيات شريفه مربوط به اصول اعتقادى مىباشد و در اصول عقائد حتما يقين و قطع لازم است و علّت استظهار مرحوم آقاى آخوند از آيات اين است كه بايد موارد آيات را ديد مثلا:
آيه بيست و هشت سوره نجم را شما ملاحظه كرديد اكنون آيه بيست و هفت و مجددا آيه بيست و هشت همين سوره را دقّت بكنيد: وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً. كسانى كه به معاد ايمان ندارند ملائكه را بهعنوان دختران خدا نامگذارى مىكنند و در آيه بعد مىفرمايد آنها به اين مطلب علم ندارند و پيروى از مظنّه مىكنند درحالىكه مظنّه انسان را بىنياز از واقع نمىكند.
اينكه مىتوان يا نمىتوان به ملائكه عنوان بنات اللّه داد يك مسئله اعتقادى است بنابراين آياتى را كه اينها به آن استدلال نمودهاند مربوط به اصول عقائد (نه فروع دين) است و در اصول عقائد علم و يقين موضوعيّت دارد سپس مرحوم آقاى آخوند گويا مقدارى مماشات مىكنند كه:
ثانيا، اگر در اين استظهار هم مناقشه كنيد ما مىگوئيم لا اقل به اطلاق آيات نمىتوانيد تمسّك كنيد زيرا يكى از شرائط تمسّك به اطلاق اين است كه قدر متيقّن در مقام تخاطب وجود نداشته باشد و در ما نحن فيه قدر متيقّن در مقام تخاطب موجود است و قدر متيقّن در اين آيات مسائل اعتقادى است و با وجود قدر متيقّن اطلاقى براى آيات باقى نمىماند.