إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٠ - حديث«حجب»
ترجمه روايت: هر چيزى كه خداوند علم آن را از بندگانش منع نموده، آن چيز از مردم برداشته شده است تقريب استدلال به اين حديث مانند حديث رفع است و مىگوئيم:
«ما» ى موصوله در اين روايت: به معنى «حكم» مىباشد و معنا چنين مىشود:
آن حكمى كه خداوند علمش را از بندگان منع نموده است، آن حكم در مرحله ظاهر برداشته شده و در مرحله فعليّت تحقّق ندارد منتها در حديث رفع تعبير به «رفع» شده بود و اينجا تعبير به «موضوع عنهم» شده است. آنجا تعبير به «ما لا يعلمون» شده بود، ولى اينجا امام عليه السّلام مىفرمايند «ما حجب اللّه».
مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند: ممكن است در اين روايت اشكال شود كه:
عنوان «ما لا يعلمون»، با عنوان «ما حجب اللّه» تفاوت دارد ظاهر «ما حجب اللّه» اين است كه خداوند علمش را منع نموده است يعنى عنايت خداوند به اين تعلّق گرفته است كه مردم علم به آن حكم پيدا نكنند و لذا به رسل خود امر ننموده است كه آن حكم را تبليغ نمايند در حقيقت اين روايت مخصوص احكامى است كه از دائره وحى و نبوّت خارج است. [١]
امّا ظاهر «رفع ما لا يعلمون» اين است: حكمى را كه شما نمىدانيد از شما برداشته شده و منشأ جهل اين نيست كه آن حكم از دائره وحى خارج بوده است چهبسا آن حكم در روايات بيان شده است امّا براى ما مخفى شده.
خلاصه اشكال: حديث رفع منطبق با ما نحن فيه هست ولى روايت حجب منطبق با مدّعاى ما نمىباشد.
سؤال: چرا روايت را چنين معنا مىكنيد تا منطبق با محلّ بحث ما نشود؟
[١]قال فى الرّسائل فالرّواية مساوقة لما ورد عن مولانا امير المؤمنين عليه السّلام: ان اللّه تعالى حدّ حدودا فلا تعتدوها و فرض فرائض فلا تعصوها، و سكت عن اشياء لم يسكت عنها نسيانا فلا تتكلّفوها رحمة من اللّه تعالى بكم- حقائق الاصول ٢/ ٢٣١.