إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥ - حجيت قطع و لزوم متابعت آن ذاتى است
مع أنه يلزم منه اجتماع الضدين اعتقادا مطلقا [١] و حقيقة في صورة الإصابة، كما لا يخفى (١)
مطلب ديگر اينكه كسى نمىتواند آثار قطع را از آن سلب كند و مثلا بگويد من حجيّت را از قطع سلب نمودم. آيا ممكن است كه بگويد: جعلت الاربعة ليس بزوج؟- نه- چون گفتيم زوجيّت لازمه ماهيّت اربعه است.
اين تقريب در مسئله قطع هم مىآيد و كسى نمىتواند بگويد جعلت القطع ليس بحجّة يعنى نمىتوان از قطع، حجيّت و منجّزيّت و معذّريّت را سلب نمود چون اين آثار لازمه لا ينفكّ قطع است و معقول نيست كسى بين لازم و ملزوم تفكيك ايجاد نمايد.
(١)بعلاوه اشكال ديگرى اينجا لازم مىآيد- اگر كسى بخواهد حجيّت را از قطع سلب نمايد و به مكلّف بگويد اگر شما مثلا قطع به وجوب نماز جمعه پيدا نموديد در اين صورت قطع شما حجّت نيست و نماز جمعه واجب نمىباشد، اينجا تالى فاسدى در كار هست؟- با مختصرى تقديم و تأخير، عبارت مرحوم مصنّف را توضيح مىدهيم:
الف- اگر قطع شخص قاطع موافق واقع باشد اينجا از نظر جاعل، اجتماع ضدّين محقّق مىشود چون مكلّف، قاطع به وجوب نماز جمعه است و جاعل مىگويد اگر قطع به وجوب پيدا كردى، نماز جمعه وجوب ندارد، اينجا جمع بين وجوب و عدم وجوب يا اجتماع نقيضين است و يا اگر عدم را بصورت يكى از احكام ديگر پياده كنيم اجتماع ضدّين است- كه اين اجتماع ضدّين، اجتماع ضدّين واقعى است زيرا فرض كرديم قطع قاطع، مطابق واقع است.
ب- و اگر قطع قاطع، مخالف واقع باشد اينجا اجتماع ضدّين واقعى تحقّق ندارد ولى اجتماع ضدّين بنظر قاطع محقّق است چون قاطع نمىداند كه قطعش مخالف واقع است بلكه احتمال هم نمىدهد كه قطعش مخالف واقع باشد زيرا اگر احتمال خلاف
[١]چه قطع او موافق واقع باشد يا مخالف واقع.