إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٧ - كلام شيخ الرئيس
و من الواضح أن لا موطن له إلا الوجدان، فهو المرجع فيه بلا بينة و برهان(١).
كلام شيخ الرّئيس است نه به معنى امكان ذاتى است و نه به معنى امكان وقوعى، بلكه مراد از كلمه امكان «احتمال» است بنابراين شيخ الرّئيس مىگويد هر مطلب عجيبى را كه شنيديد فورا نقض نكنيد بلكه در ذهن خود احتمال تحقّق آن را بدهيد شايد واقعيّت داشته باشد مگر اينكه برهان روشنى به خلاف آن قائم بشود.
«امكان» به معنى احتمال در مقابل يقين و قطع قرار دارد.
گاهى من و شما يقين بر مطلبى پيدا مىكنيم، و گاهى يقين به خلاف موضوعى پيدا مىكنيم، گاهى احتمال تحقّق چيزى را مىدهيم و گاهى احتمال عدم تحقّق چيزى را مىدهيم.
ولى آن دو امكانى كه ما دربارهاش بحث مىكرديم (امكان ذاتى و امكان وقوعى) در مقابل وجوب و استحاله است.
«الانسان ممكن» اين جهت واقعى درش هست كه ماهيّت انسان نسبت به وجود امكان دارد، نه اينكه معنايش اين است كه من و شما احتمال مىدهيم امكان براى ماهيّت انسان يك مطلب حقيقى و يك وصف تغيّرناپذير است خواه من و شما احتمال بدهيم يا يقين داشته باشيم و حتّى اگر يقين به خلاف هم پيدا كنيم در اين واقعيّت ترديدى پيدا نمىشود وجوب براى بارى تعالى و امتناع براى شريك البارى از اوصاف حقيقيّه است.
خلاصه در ما نحن فيه، «امكان» در برابر استحاله است.
(١)آيا مانعى دارد كه ما در اين نزاعى كه بين مشهور و «ابن قبه» است (در اين كه تعبّد به اماره ظنّيه ممكن است يا نه) اين امكان را به معنى امكان (احتمال) كه در كلام شيخ الرّئيس بود بگيريم و بگوئيم مشهور مىگويند ما احتمال تعبّد به اماره ظنّيه را مىدهيم ولى ابن قبه مىگويد من احتمالش را هم نمىدهم.
جواب- اگر نزاع بر سر احتمال تعبّد به اماره ظنّيه است، اينكه بحث و استدلال ندارد.