إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٩ - وجه اول
وظيفه ما نسبت به رواياتى كه مىگويند فلان چيز واجب نيست يا فلان چيز حرام نيست چيست؟
به عبارت ديگر وظيفه ما در برابر روايات نافى تكليف چيست؟ دو صورت فرض مىشود:
١گاهى در يك طرف، روايات نافى تكليف وجود دارد و در طرف ديگر، اصل نافى تكليف موجود هست مثلا اصل برائت مؤيّد روايات نافى تكليف است در اين صورت مىتوان طبق روايات نافى عمل كرد.
٢گاهى در مقابل روايات نافى تكليف يك اصل مثبت تكليف مانند استصحاب و قاعده اشتغال وجود دارد كه در اين صورت بايد طبق قاعده استصحاب و اشتغال عمل كرد.
تذكّر: قاعده اشتغال هميشه مثبت تكليف است امّا استصحاب گاهى مثبت تكليف است و گاهى نافى تكليف مىباشد.
در جريان قاعده استصحاب بحث است كه: آيا با وجود علم اجمالى به انتقاض حالت سابقه، يا با وجود قيام اماره معتبره اجمالا، استصحاب جارى مىشود يا نه.
اگر استصحاب جارى شود، در ما نحن فيه بايد برطبق استصحاب عمل كرد و به روايات نافى تكليف عمل ننمود.
و اگر گفتيم استصحاب جارى نمىشود در اين صورت موردى براى جريان استصحاب نيست و مىتوان طبق روايات نافى تكليف عمل نمود.
خلاصه: عدم جواز عمل طبق روايات نافى تكليف فقط در صورتى است كه اصل مثبت در ميان باشد.