إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٤ - آيا قول لغوى حجت است
و فيه: أن الاتفاق- لو سلم اتفاقه- فغير مفيد، مع أن المتيقّن منه هو الرجوع إليه مع اجتماع شرائط الشهادة من العدد و العدالة(١).
و الإجماع المحصل غير حاصل، و المنقول منه غير مقبول، خصوصا في مثل المسألة مما احتمل قريبا أن يكون وجه ذهاب الجل لو لا الكل، هو اعتقاد أنه مما اتفق عليه العقلاء من الرجوع إلى أهل الخبرة من كل صنعة فيما اختص بها(٢).
حاصل از قول لغوى هم يكى از ظنون خاصّه است زيرا گفتهاند:
١علما، عقلا و بزرگان عملا به قول لغوى مراجعه مىكنند و در رجوع به قول لغوى اتّفاق دارند و در مباحثاتى كه بين آنها واقع مىشود (در تشخيص معناى يك لفظ و ظهور آن) وقتى كتاب لغت را پيش مىآورند و به آن استناد مىكنند مخاصمه و نزاع برطرف مىشود و بعلاوه بناى عقلا بر اين است كه هر جاهلى بايد در فن مربوطه به عالم آن فن رجوع نمايد.
٢بعضى هم نسبت به حجّيّت قول لغوى ادّعاى اجماع كردهاند.
(١)مرحوم مصنّف مىفرمايند اوّلا اگر علما اتّفاقى هم بر اين مطلب داشته باشند فائدهاى ندارد زيرا صرف اتّفاق حجّيّتى ندارد.
بله اتّفاقى كه كاشف از رأى معصوم باشد حجّيّت دارد.
ثانيا: مسئله اتّفاق يك دليل لفظى نيست كه انسان بتواند به اطلاق آن تمسّك كند بلكه داراى قدر متيقّن است و قدر متيقّن آن در موردى است كه شرائط شهادت موجود باشد يعنى دو لغوى يك مطلب را بگويند و هر دو نفر آنها هم متّصف به عدالت باشند يعنى عنوان بيّنه و شهادت بايد تحقّق پيدا كند.
(٢)امّا ادّعاى اجماعى كه در اين مسئله شده است (حجّيّت قول لغوى): ما دو نوع اجماع داريم:
١اجماع محصّل يعنى اجماعى كه خودمان تحصيل كرده باشيم كه كاشف از رأى معصوم عليه السّلام باشد.