إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٦ - آيا قول لغوى حجت است
و كون موارد الحاجة إلى قول اللغوي أكثر من أن يحصى، لانسداد باب العلم بتفاصيل المعاني غالبا، بحيث يعلم بدخول الفرد المشكوك أو خروجه، و إن كان المعنى معلوما في الجملة لا يوجب اعتبار قوله، ما دام انفتاح باب العلم بالأحكام، كما لا يخفى.(١).
تذكّر- بله گاهى انسان با مراجعه به كتاب لغت ظهور لفظى را در يك معنا احراز مىكند كه اين را ايشان بعدا بعنوان نتيجه كتاب لغت ذكر مىنمايند.
آيا مىتوانيم بگوئيم آن معنائى را كه لغوى در كتابش اوّل ذكر كرده است معنى حقيقى آن كلمه است و معنائى را كه دوّم ذكر كرده است معناى مجازى آن است؟
اين حرف هم درست نيست چون ما آن را با لفظ مشتركى كه دو يا سه معنا دارد نقض مىكنيم (يا بيشتر از سه معنا) در مشترك، لغوى نمىتواند هر دو معنا را ابتدا ذكر كند بالاخره بايد يكى از آنها را اوّل ذكر كند و بعد معناى دوّم را بنويسد.
(١)اكنون مرحوم آقاى آخوند راهى را براى حجّيّت قول لغوى مطرح مىكنند كه: ما يك انسداد كبير داريم كه بعدا آن را بحث مىكنيم و يكى از مقدّمات انسداد كبير اين است كه باب علم و علمى [١] به احكام شرعى منسد است لذا بعضى با ضميمه ساير مقدّمات مىگويند ظنّ به احكام شرعى حجّت است و لو بالخصوص دليلى بر اعتبار آن وجود نداشته باشد.
در حجّيّت قول لغوى ما ادّعاى انسداد صغير مىكنيم و نظير مقدّمه فوق را اينجا جارى مىكنيم كه:
غالبا باب علم و علمى به معانى تفصيلى لغات براى ما منسد است اگرچه بنحو اجمال مىتوانيم معانى لغات را پيدا كنيم ولى اين فائدهاى ندارد ما بايد معانى تفصيلى
[١]مقصود از علم، يقين و قطع مىباشد و مراد از علمى عبارتست از يك دليل ظنّى كه يك دليل قطعى دلالت بر اعتبار و حجّيّت آن كند مانند خبر واحد كه دليل بر اعتبار آن يقينى و قطعى است.