إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٠ - محذورات تعبد به اماره ظنيه و اشكال ابن قبه
اگر حكم واقعى نماز جمعه حرمت است و خبر واحد هم دلالت مىكند كه حكم نماز جمعه در عصر غيبت وجوب است. اوّلا اجتماع متضادّين است، وجوب و حرمت، كمال تضاد بينشان هست. ثانيا در جهات ديگر، متضادّين پيش مىآيد.
سؤال مىكنيم آيا نماز جمعه مطلوب خداوند هست يا نه؟
بايد بگوئيم به مقتضاى مفاد خبر واحد، اراده به آن تعلّق پيدا كرده است و مطلوب مىباشد و به مقتضاى حرمتى كه در لوح محفوظ است به نماز جمعه كراهت تعلّق پيدا كرده است. بنابراين در يك شىء اجتماع مصلحت ملزمه (لازم الرّعايه) و مفسده ملزمه (لازم الاجتناب) شده است بدون اينكه كسر و انكسارى در كار باشد.
كسر و انكسار يعنى چه؟
گاهى يك شىء مصلحت و مفسده دارد امّا اگر اين دو باهم مساوى باشند حكم آن شىء اباحه است.
و چنانچه مصلحت رجحان داشته باشد اگر به سر حدّ وجوب نرسد حكم آن شىء استحباب است و چنانچه به حدّ وجوب برسد حكم آن شىء وجوب است.
و اگر مفسده آن شىء رجحان بر مصلحت آن داشته باشد چنانچه مفسده به سر حدّ لزوم نرسد حكم آن شىء كراهت است. و چنانچه به حدّ لزوم برسد (لازم الاجتناب باشد) حكم آن شىء حرمت است به عبارت ديگر مصلحت و مفسده را اندازهگيرى مىكنند امّا در ما نحن فيه محاسبه و سنجش نمىتوان كرد زيرا شما مىگوئيد حكم نماز جمعه طبق مفاد اماره، وجوب است پس مصلحت ملزمه دارد.
و از طرفى مىگوئيد حكم نماز جمعه در لوح محفوظ حرمت است پس مفسده ملزمه دارد.
چگونه شىء واحد هم مصلحت ملزمه پيدا مىكند و هم مفسده ملزمه؟ بهطورى كه نتوان كسر و انكسار هم نمود. اينجا يك نوع اجتماع ضدّين تحقّق پيدا مىكند.