إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٤ - چهارمين دليل بر حجيت مطلق ظن(دليل انسداد)
الرابع: دليل الانسداد، و هو مؤلف من مقدّمات، يستقل العقل مع تحققها بكفاية الإطاعة الظنية حكومة أو كشفا على ما تعرف، و لا يكاد يستقل بها بدونها، و هي خمس(١).
نمىتوان ثابت نمود كه مطلق ظن حجّيّت دارد.
و اگر مقدّمات ديگر انسداد ثابت شد اين همان دليل انسداد است و مرحوم طباطبائى قدّس سرّه دليل جداگانهاى اقامه ننمودهاند.
خلاصه: تاكنون حجّيّت مطلق ظن ثابت نشده است.
چهارمين دليل بر حجّيّت مطلق ظن (دليل انسداد)
(١)- اين دليل از پنج مقدّمه تشكيل شده. چنانچه اين مقدّمات كامل و تمام باشد عقل حكم مىكند كه مظنّه به نحو حكومت يا كشف، حجّيّت دارد.
مقصود از اصطلاح «كشف» و «حكومت» چيست؟
بعضى قائل هستند كه اگر مقدّمات دليل انسداد كامل باشد عقل كشف مىكند كه شارع مقدّس در هنگام انسداد باب علم و عملى، مظنّه را حجّت قرار داده است لكن در قرآن و سنّت اثرى از حجّيّت مظنّه نيست بلكه كاشفش «عقل» است.
و عدّهاى ديگر معتقدند اگر مقدّمات دليل انسداد كامل باشد، همان عقلى كه حكم مىكند قطع داراى حجّيّت است، همان عقل حكم مىكند كه «مظنّه» معتبر است.
و به عبارت ديگر: العقل يحكم بحجّيّة القطع مطلقا و كذا بحجّيّة الظّن مع تماميّة دليل الانسداد.
در نتيجه اگر انسان ظنّ به تكليفى پيدا كرد و طبق آن عمل نمود، «عقل» حكم مىكند كه اين اطاعت ظنيّه كافى است.