إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢ - مناسبت احكام مربوط به قطع با مسائل علم اصول
شباهت به مسائل علم كلام دارد.
مناسبت احكام مربوط به قطع با علم كلام
چون مسائل علم كلام از حالات مبدأ و معاد بحث مىكند و هر مسئلهاى كه مربوط به حالات اين دو باشد از مسائل علم كلام محسوب مىشود و مسائل كتاب القطع تقريبا به حالات مبدأ و معاد ارتباط دارد زيرا در يك قسمت از كتاب القطع بحث مىكنيم:
آيا خداوند متعال مىتواند براى «قطع» حجيّت را جعل نمايد، يا اينكه مثلا چنين كارى از خداوند لغو است و از ذات بارى تعالى صادر نمىشود كه اين، به احوال مبدأ، مربوط است.
يا مثلا در كتاب القطع بحث مىكنيم: اگر كسى قطع به خمريّت مايعى پيدا كرد و آن را نوشيد سپس كشف خلاف شد، آيا او بخاطر مخالفت با قطع، مستحقّ عقوبت است؟
بديهى است كه استحقاق عقوبت به مسئله معاد مربوط است.
يا اينكه اين را مىتوان به مسائل مبدأ بازگشت داد كه آيا خداوند متعالى مىتواند او را عقاب نمايد- بنابراين مسائل كتاب القطع، شباهت كامل با مسائل علم كلام دارد.
مناسبت احكام مربوط به قطع با مسائل علم اصول
مثلا در مسائل كتاب القطع حجيّت را معنا مىكنند، جاى استحقاق عقوبت يا مثوبت را معيّن مىكنند، چون اين مطالب در امارات ظنيّه هم جريان دارد لذا مىگويند مسائل مربوط به احكام قطع با مسائل علم اصول مناسبت دارد [١] لذا احكام مربوط به قطع را بعنوان مقدّمه امارات بحث مىكنند.
[١]وجه مناسبت ديگر اينكه: اماره ظنيّه در مورد كسى حجّت است كه قطع به حكم نداشته باشد پس از اين جهت هم قطع با امارات ظنيّه تناسب دارد.