إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤ - حقيقت تجرى و انقياد
اين عزم و جزم نفسانى ريشهاى ذاتى دارد كه عبارت است از سوء سريره و حسن سريره يعنى كسى كه داراى حسن سريره و سرشت پاك است طبعا تمايل به اطاعت و انقياد دارد و فردى كه داراى سوء سريره و سرشت ناپاك است بحسب نوع و اقتضا تمايل به معصيت و تجرّى دارد. اگرچه اين سوء سريره و حسن سريره تا وقتىكه به حال خود و پنهان باشد بهعنوان يك صفت اخلاقى رذيله و حسنه است كه در اين صورت جاى استحقاق عقوبت و مثوبت نيست و اگر هم باشد ذم و مدحى در كار است مثلا كسى كه باطنا گرفتار حسادت است مادام كه اين صفت مظهرى پيدا نكند و به حالت خفا و كمون باشد صرفا استحقاق سرزنش دارد و همچنين در حسن سريره استحقاق مدح دارد.
امّا وقتى اثرى برآن دو مترتّب شد و تبعاتى پيدا كرد كه از تبعات آن همين تصميم به اطاعت نسبت به مولا و انقياد است يا عزم بر مخالفت مولا و تجرّى است در اين صورت اگر به دنبال آن، عمل خارجى محقّق شد آنوقت جاى استحقاق مدح و مثوبت و ذم و عقوبت است پس در مراحل اوّليه اثرى از نظر عقوبت و مثوبت در كار نيست.
اكنون توضيحى از نظر عبارت و معنى راجع به جمله و عبارت «بما يستتبعانه» مىدهيم تا معلوم شود اگر اين جمله نبود، شايد بهتر بود. مرحوم مشكينى اين جمله را چنين توضيح داده:
باء در «بما» را باء سببيّت گرفته است، و «ما» را مصدريه بحساب آورده، و مرجع ضمير تثنيه در «يستتبعانه» را سوء سريره و حسن سريره دانسته و ضمير در «يستتبعانه» را به استحقاق ارجاع داده است كه معنى چنين مىشود:
سوء سريره، سببيّت براى استحقاق ذم دارد و حسن سريره سببيّت براى استحقاق مدح دارد كه روى بيان ايشان، عبارت «بما يستتبعانه» مطلب اضافهاى در بر ندارد امّا مىتوان عبارت را به اين نحو معنا نمود كه: