إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٠ - ايراد بر مصنف قدس سره
بيان مطلب: ما شخص عاصى و متجرّى را از نظر استحقاق عقوبت مقايسه مىكنيم كه صورى دارد.
١عاصى و متجرّى هر دو عقاب دارند.
اگر اين را قبول داريد كه بحثى نداريم.
٢هيچكدام استحقاق عقوبت ندارند.
اين درست نيست زيرا در عاصى واقعى استحقاق عقوبت را نمىتوان نفى كرد.
٣عاصى استحقاق عقوبت ندارد ولى فرد متجرّى مستحق عقاب است.
اين هم واضح البطلان است چون مسئله تجرّى از مسئله عصيان بالاتر نيست.
٤عاصى مستحق عقوبت است ولى متجرّى استحقاق عقوبت ندارد- كه بحث ما روى اين فرض است.
مستدل مىگويد: لازمه اين حرف اين است كه يك امر غير اختيارى در استحقاق عقوبت مدخليّت پيدا كرده است و مسلّم است كه امر غير اختيارى نمىتواند در استحقاق عقوبت مؤثّر باشد.
امر غير اختيارى اينجا اين است كه قطع و يقين عاصى مطابق واقع بوده ولى قطع متجرّى مخالف واقع بوده است.
آيا مطابقت با واقع امر اختيارى مىباشد يا اينكه يك امر تصادفى و قهرى است؟
مسلّما غير اختيارى است زيرا هيچيك از اين دو در مخالفت قطعشان با واقع، ارادهاى نداشتهاند.
چگونه يك امر غير اختيارى مىتواند بين عاصى و متجرّى فارق باشد كه يكى مستحق عقوبت باشد و ديگرى استحقاق عقوبت نداشته باشد.
پس اگر عاصى مستحق عقوبت باشد (كه مسلّما مستحق عقوبت هست) متجرّى هم استحقاق عقوبت دارد.