إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥١ - مقدمه
اصلا قصد قربت- به معنى داعى الامر- نه به صورت شرطيّت و نه بصورت جزئيّت- حتّى در عبادات مسلّم- داخل و جزء مأمور به نيست.
بيان ذلك: شارع مقدّس مىتواند بگويد نماز را با اجزا و شرائط، يعنى با ركوع و سجود و طهارت و ... بخوانيد امّا نمىتواند بگويد نماز را به داعى امر، اتيان نمائيد.
به عبارت ديگر: «داعى الامر» نمىتواند در رديف سائر اجزا و شرائط نماز باشد.
سؤال: در عبادات ما چگونه «قصد قربت» بكنيم؟
جواب: ما به «عقل» مراجعه مىكنيم و عقل مىگويد: چون در واجبات عبادى بدون قصد قربت و بدون «داعى امر»، غرض شارع حاصل نمىشود، لذا خود «عقل» حكم مىكند كه قصد قربت در آنها معتبر است و شما نماز را به قصد قربت و به داعى امر بخوانيد تا غرض مولى حاصل شود بنابراين ما «مأمور به» را با تمام اجزا و شرائط، به داعى امر، اتيان مىكنيم و هيچ نقصى هم در آن نيست. منتهى در مسئله قصد قربت، مرجع ما، عقل است.
سؤال ديگر: در محلّ بحث كه ما علم به ثبوت امر نداريم بلكه احتمال ثبوت امر را مىدهيم چگونه مىتوانيم احتياط و قصد قربت نمائيم؟
جواب: ما به عقل مراجعه مىكنيم و او مىگويد كه:
شما عمل عبادى مشكوك الوجوب را به داعى احتمال وجوب، اتيان كنيد و انگيزه شما از اتيان آن عمل، اين باشد كه احتمال دارد آن مشكوك الوجوب، نزد خداوند محبوبيّت داشته باشد [١] منتها در واجبات مسلّم عبادى، شما آنها را به «داعى امر»، انجام
[١]در مواردى كه انسان حرام يا واجب مسلّمى را به داعى امر الهى ترك يا اتيان مىكند، به وظيفه خود عمل كرده است و مستحق ثواب خواهد بود امّا در مواردى كه انسان، مشكوك الوجوب يا مشكوك الحرمه را به انگيزه احتمال امر الهى، اتيان يا ترك مىنمايد، اهمّيّت كار، زيادتر است چرا كه چنين