إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٠ - نظر مصنف درباره اخبار من بلغ
به قصد احتياط است.
خلاصه: «عمله» اطلاق دارد و ذكرى از «قصد احتياط» در آن نشده است.
مطلب ديگر، اينكه معناى «فعمله» چيست؟
آيا يعنى عمل بكند ثواب را؟ يا اينكه به فعل ذى ثواب، عمل نمايد؟ احتمال اوّل مطرح نيست چرا كه ثواب و پاداش، مربوط به خداوند است- نه مكلّف- بلكه مقصود همان احتمال دوّم است يعنى آنكه عمل ذى ثواب را اتيان كند تا مستحق آن پاداش و ثواب گردد (و كان اجر ذلك له يعنى ثواب آن عمل، براى اوست).
مصنّف مىفرمايند: بعضى از روايات باب، مقيّد است و ما يك نمونه از آنها را نقل مىكنيم:
عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال: من بلغه عن النّبى صلّى اللّه عليه و آله شىء من الثّواب ففعل ذلك طلب قول النّبى صلّى اللّه عليه و آله كان له ذلك الثّواب و ان كان النّبى صلّى اللّه عليه و آله لم يقله.
و در بعضى از روايات چنين آمده است: «فعمل ذلك العمل التماس ذلك الثّواب» در اين نوع روايات، «عمل» مقيّد بهعنوان «رسيدن به قول نبى صلّى اللّه عليه و آله يا رسيدن به ثواب موعود» شده است.
با اين دو دسته روايات، چه بايد كرد؟ آيا مىتوانيم بگوئيم كه صحيحه هشام، مطلق است و دلالت بر ترتّب ثواب، بر نفس عمل مىكند- خواه به داعى ثواب و يا رسيدن به قول نبى صلّى اللّه عليه و آله، آن عمل را اتيان كنيم و يا بدون آن.
امّا سائر اخبار، مقيّد است و دلالت بر ترتّب ثواب بر عمل مىكند (منتها مقيّد است به داعى رسيدن به ثواب يا طلب قول نبى صلّى اللّه عليه و آله).
در نتيجه حمل مطلق بر مقيّد كرده و بگوئيم: صحيحه هشام هم مقيّد است و دلالت بر ترتّب ثواب- «طلبا لقول النّبى صلّى اللّه عليه و آله»- مىكند- نه بهعنوان نفس عمل بلكه بهعنوان رسيدن به قول آن حضرت- آنوقت نتيجه اين مىشود كه اخبار «من بلغ» دلالت بر