إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٩ - مبناى سوم
لذا بايد بگوييد در اطراف علم اجمالى اصلا اصول عمليّه جارى نمىشود.
مبناى سوّم
در اطراف علم اجمالى اصول عمليّه جارى مىشوند مثلا در مورد علم اجمالى به نجاست عبا و قبا چنين عمل مىكنيم كه:
ابتدا به عبا اشاره مىكنيم و مىگوييم: «هذا مشكوك الطّهارة» و اصالة الطّهارة را جارى مىكنيم و مىگوييم پاك است بعد به قبا اشاره مىكنيم و مىگوييم اين مشكوك الطهاره است لذا قاعده طهارت را در مورد آن جارى مىكنيم. فعلا كارى به صحّت و سقم اين مبانى نداريم ولى:
١در اطراف علم اجمالى اصول عمليّه جارى نمىشود و دو دليل براى آن ذكر شد.
٢در اطراف علم اجمالى اصول عمليّه جارى مىشود يك راه براى آن ذكر شد.
اين مباحث چه ربطى با بحث ما داشت؟
مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند اگر شما با قطع نظر از مسئله موافقت التزاميّه (چه موافقت التزاميّه مطرح باشد چه نباشد) در اطراف علم اجمالى اصول عمليّه را جارى ندانيد ما با شما بحثى نداريم كما اينكه مرحوم شيخ و آن قائل ديگر مىگفتند اصول عمليّه در اطراف علم اجمالى جارى نمىشود امّا اگر كسى بگويد در اطراف علم اجمالى اصول عمليّه جارى مىشود مثلا بگويد در مورد نماز جمعه مردّد بين وجوب و حرمت يك استصحاب عدم وجوب و يك استصحاب عدم حرمت جارى مىشود و از نظر حكم نماز جمعه قائل به تخيير مىشويم: