إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧٣ - كيفيت استدلال به آيه
اما الكتاب: فبآيات أظهرها قوله تعالى: وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا (١)
جايز مىباشد (خواه منشأ شك، فقدان نص، اجمال نص، يا تعارض نصّين باشد).
دليل قرآنى بر اعتبار اصل برائت
(١)- به آيات متعدّدى از قرآن شريف براى اعتبار اصل برائت استدلال شده است ولى مرحوم مصنّف مىفرمايند، ما به آيهاى كه دلالتش اظهر و روشنتر از ساير آيات است تمسّك مىكنيم و آن اينست:
... وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا. [١]
برنامه و روش ما اين نبوده است كه فرد يا گروهى را عذاب كنيم مگر اينكه رسولى بر آنها بفرستيم (كه فرستادن رسول كنايه از بيان و اتمام حجّت است).
ضمنا تذكّر اين نكته لازم است كه عذاب نكردن قبل از بيان و بعث رسول يك برنامه و سنّت الهى است و تنها اختصاص به زمان و اقوام گذشته ندارد.
كيفيّت استدلال به آيه
كبرى: تا تكليف بيان نشود خداوند كسى را عذاب نمىكند.
صغرى: در شبهات وجوبيّه و تحريميّه حكم الهى براى ما بيان نشده است زيرا اگر بيان شده بود ما شك نمىكرديم.
نتيجه: در شبهات وجوبيّه و تحريميّه چون تكليف بيان نشده است ما از عقوبت ايمن هستيم و مىتوانيم مشكوك الوجوب [٢] را ترك و مشكوك الحرمه [٣] را اتيان نمائيم [٤].
[١]سوره اسراء/ ١٥.
[٢]مانند دعا عند رؤية الهلال.
[٣]مانند شرب تتن.
[٤]تذكّر: ما در مباحث آينده براى يكى از اين دو مثال مىزنيم.