إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٤ - امر دوم الفاظ حاكى از اجماع مختلف هستند
هذا مضافا إلى تصريحاتهم بذلك، على ما يشهد به مراجعة كلماتهم(١).
و ربما يتفق لبعض الأوحدي وجه آخر من تشرفه برؤيته عليه السّلام و أخذه الفتوى من جنابه، و إنما لم ينقل عنه، بل يحكي الإجماع لبعض دواعي الإخفاء (٢)
الأمر الثانى: إنه لا يخفى اختلاف نقل الإجماع، فتارة ينقل رأيه عليه السّلام في ضمن نقله حدسا كما هو الغالب(٣).
كه لا اقل يك نفر در بين آن مجمعين بفرستد تا القاء خلاف بنمايد.
پس اگر فرد مخالف مربوط به عصر قبل از مجمعين يا بعد از مجمعين باشد لطمهاى به اجماع نمىزند.
(١)لازم نيست ما خود را در زحمت بيندازيم و براى تعيين نوع اين اجماعات استظهار بكنيم بلكه خود آنها در كلماتشان تصريح به اين مبانى مىنمايند.
(٢)- ٤اجماع تشرّفى- گاهى از اوقات بعضى از فقها كه داراى مقام زهد و تقواى خاصّى هستند ممكن است كه به محضر امام زمان (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) تشرّف پيدا كنند و مسئله و فتوائى را از امام زمان عليه السّلام بشنوند لكن در مقام نقل، آن مطلب را بصورت روايت نقل نمىكنند بلكه بصورت اجماع نقل مىكنند تا كسى نگويد آن آقا ادّعاى رؤيت امام زمان را نموده است و در عصر غيبت طبق وظيفهاى كه داريم بايد او را تكذيب كنيم تا هر روز صدها مدّعى رؤيت امام زمان عليه السّلام پيدا نشود يا اينكه مقام اوحدى بودن آن فقيه اقتضا مىكند كه مردم متوجّه نشوند كه او خدمت امام مشرّف شده است.
امر دوّم الفاظ حاكى از اجماع مختلف هستند
(٣)- اين امر مقدّمهاى است براى اينكه ببينيم ادله حجّيّت خبر واحد شامل كداميك از اقسام اجماع مىشود.