إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٣ - كلام شيخ اعظم
و كيف كان، فالمحكي عن السيد و القاضي و ابن زهرة و الطبرسي و ابن إدريس عدم حجية الخبر(١).
در كتب اصول ملزوم را عنوان كرده و بحث نمودهاند و در مسئله اصولى بايد ديد به همان نحوى كه مطلبى را مطرح كردهاند، جزء مسائل علم اصول هست يا نه.
لذا اين راه مرحوم شيخ تمام نيست و راه بهتر اين است كه بگوئيم موضوع علم اصول عنوان عامّى است و ضابطه مسئله اصولى هم همان بود كه ذكر كرديم.
(١)همانطور كه قبلا هم گفتيم خبر واحد فى الجملة و با شرائطى حجّت است امّا جماعتى از بزرگان مانند سيّد مرتضى، قاضى، ابن زهره، طبرسى، و ابن ادريس قائل به عدم حجّيّت خبر واحد شدهاند.
قبلا دو مطلب را تذكّر مىدهيم.
١ما كه قائل به حجّيّت خبر واحد هستيم، هر خبر واحدى را حجّت نمىدانيم بلكه با شرائطى خبر واحد را حجّت مىدانيم كه در ضمن همين مباحث آن شرائط را ذكر خواهيم كرد.
ما خبر واحد را بنحو موجبه جزئيه حجّت مىدانيم در نتيجه كسى كه مخالف حجّيّت خبر واحد هست بايد بگويد خبر واحد اصلا حجّيّت ندارد زيرا نقيض قضيّه موجبه جزئيّه، يك قضيّه سالبه كليّه است.
٢محل نزاع، آن خبر واحدى است كه جنبه اماريّت داشته باشد و محفوف و همراه با قرينه قطعيّه نباشد چنانچه يك خبر واحد همراه با قرينه قطعيّه شد از محل نزاع خارج مىشود و در باب قطع داخل مىگردد و جنبه اماريّت پيدا نمىكند [١].
ما ابتدا ادله قائلين به عدم حجّيّت را ذكر مىكنيم.
[١]البتّه قطع هم جزء امارات است ولى معمولا به قطع عنوان اماره اطلاق نمىشود.