دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١ - ٣ غرور و مستى ثروت
بىرويّه درختان و نبود جايگزين براى درختانى كه به منظور صنايع بريده مىشوند و بى مبالاتى گروهى از جنگلنشينان و عابران كه سبب آتشسوزىهاى گسترده مىشود، يكى از مصاديق واضح اسراف و اتلاف است كه اگر به همين صورت ادامه يابد فاجعهاى در آينده، زندگى بشر را در كره زمين تهديد مىكند.
٢. استفاده بىرويّه از گازهايى كه روى لايه اوزن آثار مخرّبى دارد، نمونه ديگرى از اين اسرافكارىهاى در بهرهگيرى از مواهب طبيعت است.
٣. آبهاى فراوانى در گوشه و كنار محيط زندگى ما به هدر مىرود و مىتوان از آنها بهره بردارى صحيح نمود. به يقين كوتاهى كردن در ذخيرهسازى اين آبها نوعى اسراف در مواهب الهى محسوب مىشود. همچنين آبهاى موسمى كه در بعضى از فصول سال جارى مىشود و قابل ذخيرهسازى است اما به راحتى به هدر مىرود.
فاضلاب شهرها را كه امروز مىتوان مورد بازيافت قرار داد و از آن بهره مناسب گرفت نيز از همين قبيل است.
ب. در جامعه
١. افراد فراوانى با در دست داشتن مدارك علمى در شغلهاى ديگرى كار مىكنند و از رشته مورد تحصيل آنها بهره بردارى نمىشود، آيا اين مسئله خود نوعى اسراف نيست؟
٢. در دانشگاهها و مدارس و حوزههاى علميه و ... اوقات فراوانى، بيرون از ساعتهاى تحصيلى به چشم مىخورد كه بدون استفاده مانده و به هدر مىرود.
٣. در مراكز علمى، بر اثر نبود و يا كمبود امكانات آزمايشگاهى، استعدادها و خلاقيتهاى نهفته، زمينه شكوفايى نمىيابند و مورد استفاده قرار نمىگيرند.
٤. بوروكراسى ادارى كه هم سبب اتلاف وقت فراوان و هم اشتغال كاذب گروهى كارمند مىشود مصداق ديگرى از اسرافكارى است.
در نگاهى گستردهتر، تراكم نيروهاى كارى در بسيارى از امور اجتماعى باعث راكد ماندن توانها و نيروهاى خلّاق گشته و عملًا ساعات كارى مفيد را بسيار كاهش داده است.
٥. حضور فناورى جديد و مورد نياز و به روز شدن ابزار كار در زندگى روزمره ما هنوز صورت نپذيرفته و موجب از دست رفتن فرصتهاى فراوانى مىشود كه اين خود نوعى اسراف است.
٦. اگر استعداديابى و سنجشهاى لازم درباره نوجوانان صورت گيرد اين همه تغيير رشته دادن و يا برخلاف خواست درونى خود رشتهاى را تعقيب كردن و سرانجام به گونهاى ابهامآميز عمل كردن، اتلاف فراوان عمر را موجب نمىشود و با اين كار يكى از مصاديق اسراف در جامعه كاهش مىيابد.
٧. در مراكز آموزشى جديد و قديم، همه ساله پايان نامههاى فراوانى نگارش مىيابد كه پس از